و اما ... زمستان

با احترام برای حضرت اخوان ثالث ، امسال با نيما آغازش می کنيم

 

درشب سرد زمستانی

کوره خورشيد هم چون کوره گرم چراغ من نمی سوزد

و به مانند چراغ من

نه می افروزد چراغی

نه فروبسته به يخ ماهی که از بالا می افروزد .

من چراغم را در آمد رفتن همسايه ام افروختم در يک شب تاريک

و شب سرد زمستان بود

باد می پيچيد با کاج

در ميان کومه ها خاموش

گم شد او از من جدا زين جاده ی باريک

و هنوزم قصه بريادست

و ين سخن آويزه ی لب :

که می افروزد ؟ که می سوزد ؟

چه کسی اين قصه زا دردل می اندوزد

در شب سرد زمستانی

کوره خورشيد هم چون کوره گرم چراغ من نمی سوزد .

 

باهمه اين حرفا من هنوزم زمستان رو بيشتر از هر فصل ديگری دوست دارم .

و اينکه

کنسرتهای جناب عصار هم آغاز شد ، دوستان مياين ديگه ؟ منتظريم ها ( من و عليرضا !! )
/ 0 نظر / 5 بازدید