334

پرسه

آخرش این پرویز شجاعی ، سرمون گول مالید و قرار شد فردا بریم غارنوردی . حالا زانوم به کنار ، فکر کن ۵ صبح باید سرقرار باشم ! یعنی یزید با امام حسین از اینکارا نکرده بود که این ملاعین با من می کنند ! فقط 2 ساعت تا قرارگاه راه دارم ! تو رو خدا بهش نگین ، نمی خوام جایی بخونه ، ولی از وقتی قبول کردم برم تا همین الان ، بدون وقفه دارم لعنتش می کنم . رفیق هم رفیقای قدیم ...

پ.ن : آخه بابا ، دیگه اینروزا با " ایران رادیاتور " کی میره توو غار ؟

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

شجاعی حیا کن این کار رو رها کن [قهقهه]

سالی

من متوجه شده بودم تو هنوز از غارنشینی در نیومدی ای انسان اولیه ای نئوندرتال از قیافت مهلوم بود ای ملعون الحال!!!

سالاد میوه ای

غار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 5صبح؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [تعجب]

پرويز شجاعی

رضا جان می بینم که امروز شنبه ماشاا... هزار ماشاا... خیلی سرحال و سرزنده داری میری سر کار .... خوب مشخصه این از علائم طبیعت گردی و غارنوردیه عزیزم...........[لبخند]

پرويز شجاعی

راستی شدیدا" منتظر گزارش برنامه پیمایش غار بورنیک هستیم . خیلیها دوست دارند این گزارش را از زبان شما بشنوند ..... ای ورزشکاررررررررررررررررررررررررررررررر[خجالت]

سائده

خوش به حالت! کاش یکی ما رو مجبور می‌کرد بریم غارنوردی! هم بهت حسودیم شد، هم دلم کوه خواست [ناراحت]

پریمهر

سلام [خنده] این وبلاگ و همه ی آدماش خیلی جالب و باحال و ماه هستند ولی خیلی جالبه آدم بره غار ببینه ها , چرا به ذهن خودم نرسید؟ [نیشخند] البته نه 5 صبح یه کم دیرتر

پرويز شجاعی

رضا جان خیلی گشتم و بلاخره در آرشیو مطالبت در دوم آذر ماه 1386 این مطلب را در آوردم . فکر کنم شما نوشته اید . من میخوام بدونم اینها که نوشتی راست بود یا ما رو گذشته بودی سرکار البته اینها مدارکی است جهت تبرئه خودم که در دادگاه استفاده خواهم کرد پنج شنبه رفتيم کوه هیشکی مث ما نمی تونه کوه بره . یعنی اینجوری روشنتون کنم که اگر در مورد توانايي كوهنوردي و ميزان بلدبازي ما تحقيق كنيد به اين نتيجه خواهيد رسيد که تا پیش از ما هیچ کوهنوردی در این کره خاکی وجود نداشته . ما در این زمینه و سایر زمینه ها ، یک چیز خاصی هستیم ما خیلی مسلحیم بادگير ، کاپشن ، بارونی ، چتر ، چادر ، چراغ قوه ، زیر انداز ، آفتابه هفت دست ، لگن هفت دست اما يادمان ميرود گتر هاي پدرجان را كش برويم. آن بالا هم كه اصلا گل و شل نيست . مامان ما هم كه اصلا ... ولش كن اصلا NGO NGO ما داريم ميآيم حس نوع دوستي اول بار از طريق اينجانب به جهانيان معرفي شد و بعدها به احترام ما هر نوع فعاليت كه صرفا واسه ثوابش انجام ميشود را NGO مي نامند . مانند حضور سبز ما در وبلاگ خانمها ، مثل سلام و عليك مان با خواهر هاي ارزشي و اهل كتاب كه همگي في سبيل ال

صومعه

سلام مهندس احوالات شما چطوره؟ دوست به اين خوبي داري كه مي بره شما رو كوه بازم ميگه دوستم دوستاي قديم. ما رو كه هيچ كس كوه نمي بره نه دوست و نه غير دوست چي بايد بگيم[نیشخند]

صومعه

بدينوسيله اصلاح ميكنم. منظورمان از كوه همان غار بود. از اشتباه لپي پيش آمده معذرت ميخواهيم.[خجالت]