444

دوباره خزون اومد ،
نم نم بارون می زنه توو صورتم
بوی خاک و نم کوچه می گه هنوز دیونه تم ...

- سلام پاییزجان ... دوباره تو ، دوباره حس خوب مدرسه ، مداد رنگی و پاککن عطری ! دوباره بارون ، دوباره برگهای رنگ و وارنگ ، دوباره غروب های رویایی ، دوباره من دوباره تو ... و همه اینها پیش از قصه آمدن "تو" بود ، دختر پاییز .

پائیز جان! چه سرد، چه دردآلود.
چون من ، تو نیز تنها ماندستی.
ای فصل فصلهای نگارینم!
سرد سکوت خود را بسرائیم.
پائیزم! ای قناری غمگینم!

- جدیدا به این نتیجه رسیدم که معظم له ، بطور فطری و بصورت جهانشمول با متولدین مهرماه تفاهمات خوبی دارم . البته هر 12 ماه سال ، مورد تفقد اینجانب می باشد اما نظر بنده به نظر مهر ماهی ها نزدیک تر است ( صدای تکبیر جمعیت )

- در رابطه با راستای اینکه از لحظه ای که ما سکه خریدیم روند صعودی قیمت سکه متوقف شد ! و در رابطه با راستای اینکه فردای روزی که ما ماشین خریدیم ، تحویل 10 روزه ایرانخودرو به 45 روز تبدیل شد ! و در رابطه با راستاهای دیگر ، اگر ماهواره سقوط کرده امریکا ، رسما روی کله مبارک معظم له فرود نیاید جای تعجب و حیرت دارد . یک امشب را از ما فاصله بگیرید از فردا شب دوباره بچسبید ...

- از بس محیط کاریم جوریست که همیشه چهره یک عده معلوم الحال را رویت می کنم ، لذا وقتی می آیم مرخصی ، یکراست می روم بازار که یک کمی چهره متفاوت ببینم دلم باز بشود . اینبار هم رفتم بازار و کلی چهره جور واجور  دیدم ، ما بین جمعیت چهره خانم جواهریان رو شناختم ، البته ایشون من رو نشناختن ، یکجورایی هم خوب شد منو نشناخت چون اصلا حوصله امضا دادن نداشتم ...

- بسلامتی سردار رویانیان هم که مدیرعامل ما لنگی ها شد ! البته مطمئنم الان یک عده جوجه ژورنالیست دست گذاشته اند روی شورت سردار ، که چرا آقای حاجی یک عکس با شورت ورزشی ندارد و ... آقاجان دست از شورت حاجی بردارید ، سردار آمده است تا کلیه بازیکنان بی غیرت و باندباز پرسپولیس را هدفمند بکند و ما نیز حمایتش می کنیم ( مسئولیت هرگونه سوبرداشت با ذهن منحرف خواننده می باشد )

- قاتل داداشی هم اعدام شد . پیرمرد سیاسی های لس آنجلس نشین و امثالهم دوباره قاتل را کردند کودک و طفل معصوم و آخی و نازی و ... اما ما تا در این جنگل زندگی می کنیم به قوانین جنگل احترام می گذاریم و از اینگونه اعدام ها استقبال می نماییم . فقط با ملاعامش مشکل داریم که آن 10000 نفری که کله سحر از خواب زدند و رفتند دست و هورا کشیدند ظاهرا با این موضوع هم مشکل نداشتند . خداییش ملت داغونی داریم . من جای قوه قضاییه بودم بلیط هم می فروختم  ...

/ 16 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

سلام مهندس جان ما قبل فیس بوک زندگانی داشتیم .... مرسی سر زدی .همیشه از خوندن وبلاگت لذت میبرم حتی وقتی خیلی تلخ مینویسی چه برسه به حالا اگر قدر تو میدونستن...1/ما 31 شهریوریم با ما که تفاهم نداری2/مهندس غصه نخوری ا یه موشک از اسمون بیاد اولیش تو سر من نخوره دومیش میخوره کتاب میخرم صفحه 45 سفیده بهم کتاب هدیه میدن میام تا صفحه 14 میبینم دوباره نوشته به نام خدا چشمامو میمالم بعد میبینم ایراد از چشمام نیست صحاف اشتباه کرده هههه3/ما روایت ما هم همینه ولی جای بازار میرم کوه4/اخی دور برگشت میخواین 3تایی بشین 5/بیلیط بفروشن آخرشی مردم از خنده

فرزانه

یادم باشه وقتی خیر سرم جزو حقوقدانان این مملکت شدم پیشنهاد مهندس خودمون رو مطرح کنم...جواب میده[نیشخند] راستی وقتی مینویسی خیلی خوشحال میشیم(فکر کنم هر دفعه کامنت گذاشتم گفتم!!!)

زینت

به قول خودتون مهندس جان ما ملت داغونی داریم از اون جهت که اکثرا با چشای نشسته و دماغ ورم کرده رفته بودن و حوصله صف و نق و نوق نداشتن اگه بلیت هم می فروختن مصیبتی میشد و جنگ و جنجالی به پا می شد که بیا و ببین و چه بسا خون ها که ریخته نمی شد باید از قوه قضاییه هم کمال تشکر رو کنم که مثل ملت های دیگه که واسه ملتشون فستیوالای زیبایی به راه می ندازن واسه ما فستیوال باحالی به اسم قصاص راه انداخته که زمان و مکان مشخصی نداره و هر چند وقت ی بار ملتو غافلگیر می کنن با تشکر

زینت

یه غلط سمتی معنایی داشتم تو کامنتم اگه پیداش کردی 3 امتیاز مثبت بهتون می دم مهندس جون

تازه وارد

اول سلام

تازه وارد

[لبخند]دوم اینکه اسم وبلاگتونو خیلی وقته ذخیره کرده بودم امانمیدونم از کجا وچرا[سوال] خلاصه یادم رفته بود تا اینکه دوباره اتفاقی از طرق یکی از وبلاگا که لینکتون کرده بود وارد وبلاگتون شدم ودیدم بله شهریوری هستید ومهندس و همشهری(از روی آهنگ قبلیتون فهمیدم) البته من مثل شما بچه شهرستان نیستما بچه تهرانم!!!و هنوزم دوترمی مونده مهندس بشم[خجالت]اینا از شباهتای اتفاقیمون بود ولی خوب تفاوتای زیادی هم داریم (اینو با توجه به بعضی از نوشته هاتون میگم)بگذریم چیزی که باعث شد چند روزه تقریبا اکثر نوشته هاتونو مرور کنم قلم طناز و هوشمندجنابعالی بود بازم بهتون سر میزنم [گل] راستی یه شباهت یادم رفته بود منم با پیشوها(همون پیشیها) میونه خیلی خوبی دارم [نیشخند]

nin

گویا شما هم به راستای ما پیوستید... جدا اونا چجوری نشستن دار زدن یکی و دیدن !! جماعت ترسناکی بودند

نوشا

می زنی به ماشین مردم و در میری ؟!!! نه من گل ندارم اما نکن این کارا رو خوب نیست ... کلا اصل حالت رو به راهه ؟!!!