374

همه حرف های توی دلم , فقط اینها که با تو گفتم نیست
گاه چندین هزار جمله هنوز , همه حرف های آدم نیست

باورم می شود که بسته شده , همه ی آسمان آبی من
و کسی که تمام من شده بود , باورم می شود که کم کم نیست

شاید این گفتگوی دامنه دار , این قطار مسافر کلمات
در دل دره ها سکوت کند , با عبوراز پلی که محکم نیست

تازگی سنگ کوچکی شده ام که سر راه اشک را بسته
غم سیل از سرم گذشته ولی , سنگ کوچک شدن خودش غم نیست ؟

راستی شکل شیشه هم شده ام , نور در من شکست , می بینی ؟
سنگم و شیشه ام غم انگیزاست , هیچ چیزم شبیه آدم نیست

کاش ابری به وسعت دریا , آسمان را به حرف می آورد
تا ببینی که پشت این همه کوه , حرف های نگفتنی کم نیست.

                                                                "سید مهدی نقبایی"

پ.ن : کیبورد همراهیم نمی کند . درست می شود بزودی ...

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم و محسن

[گل]

ستاره

مهندس، دل گرفته ای، میدانم از چه، نمی گویم نباش، تو دنیا آدم هیچ چیز برایش نمی ماند غیر از همین غم ... که آنهم اگر نباشد... علت عاشق ز علتها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست

سائده

اووووف! چه احساس و اين حرف‌ها [تعجب] نمياد به‌ت مهندس اين حرفا [نیشخند]

انار

اگه آهنگ وبلاگت رو بخوام باید چیکار کنم؟[سوال]

اگر اینها که گفته ای تو هنوز همه حرفهای آن دل نیست از همه حرفهات فهمیدم هیچ چیزت شبیه آدم نیست من معذرت می خوام [تعجب]

شملک

مهندس شعر دوست شدی؟ نکنه از پس لرزه های نامزدی و ... ایناست؟

shamal

احترام به سالی و من که از اوجب واجباته[زبان] آمما نوشته بودی"کاش ابری به وسعت دریا , آسمان را به حرف می آورد" اون موقه که داشتم کامنت میزاشتم بارون میومد!! آندراستند؟؟

سالی

شعر که حرف نداره ولی موضوع همونه که گفتم بهت (یادته یه روزایی میگفتیم با صدای منصور بخون؟[خنده]) تو و این پست ارزشی؟ محاله شمل جان امیدی به این بشر نیست

محمدرضا

سلام خدمت جناب مهندس.عالیه.اگه مایل به تبادل لینک هستی من را بانام باران آرزو دانلود کن و بهم اطلاع بده با چه نامی لینکتون کنم.به امید دیدار موفق باشید

RZB

عصر یک جمعه دلگیر ، وقت لالایی خورشید ، نعره چکمه قدرت ، توی کوچه مون که پیچید ، شعر من از قلم افتاد ، بغض من نمیره از یاد ، وقت بازجویی من شد ، واسه من شکنجه آزاااااااااااااااااااد من کلاهی برنداشتم ، من فقط ترانه می گم ، از شقایق می نویسم ، شعر عاشقانه میگم ، من کلاهی برنداشتم ، به من آزادی نمی دین ، از کودوم واژه می ترسین ، که برام ابد بریدین ... از البوم جیدید شهرزاد سپانلو (یک روز) آهنگ غزل فروش آره عمو این روزا دل ما با کسی نیست ... امشب ماه هم ، حوصله خود نمایی ندارد، انگار دلش از اینکه به این همه بدی بتابد خون است .