سارینای ما یه دوست خیالی داره به اسم " مَلی شیلوو " که هنوزم دانشمندا دقیقا نمی دونن این "مَلی شیلوو" دختره یا پسره . گاهی دختره گاهی پسره گاهی یه حیونه گاهی کتابه و ... سارینا دیشب با من خیلی خوب بود و میرفت و می اومد می گفت " عمو عاشقتم " البته این عاشقتم های سارینا معمولا کمتر از 3-4 هزارتومن خرج بر نمی داره چون در ادامه اش حتما یه چیزی ازت می خواد .

سارینا : عمو مَلی شیلوو اومده . بیا بریم توو خونه ( خونه اش از این چادراس که مخصوص بچه هاس - در و پنجره داره)

عمو : باااااچه ( آرزو به دلمون موند یبار بتونیم از در خونه سارینا رد بشیم . دم در میشینم )

س : مَلی شیلوو ، عمو رضاساااااااااا ( با دست منو نشون میده و طبق معمول کله اش رو داره تکون میده )

ع : سلام مَلی شیلوو ... خوبی ؟

س : آره میگه خوبم . میگه عمو رضا انقدر سارینا رو اذیت نکن

( عمو توو دوربین نگاه می کنه )

س : میگه عمو رضا سارینا دختر خوبیه . صبح هم یدونه تخم مرغ خورده !!

ع : خب بهش بگو آخه سارینا امروز هیچی نخورده بود . داشت لاغر میشد . خب منم گفتم باید بخوره تا قوی بشه بتونه بره مدرسه

س : ملی شیلوو میگه سارینا نباید بره مدرسه باید بمونه خونه با من بازی کنه

ع : عمو مطمئنی اینا رو ملی شیلوو می گه ؟

س : ( با هیجان ) آرههههه . مگه نمی بینیش ؟؟؟ ( با دست یه گوشه ی چادر رو نشون میده و احتمالا توو دلش میگم عموم پیرچشمی گرفته )

ع : می بینمش . بهش بگوو اگه سارینا قول بده که خوب غذا بخوره عمو هم قول میده که دیگه با سارینا قهر نکنه

س : قووول میدم ( یدفعه یاد ملی شیلوو می افته و هیجان زده و با سر و دست و چشم و ابرو ادامه میده ) میگه یه لپ لپ بخر که عمو خوشحال بشه

ع : لپ لپ بخرم که خوشحال عمو خوشحال بشه ؟

س : این میگه ( با دست ملی شیلوو رو نشون میده و سرش رو تکون میده به نشونه اینکه وقتی ملی شیلوو می گه دیگه کاری نمیشه کرد )

عمو توو دوربین نگاه میکنه . خب گلم لپ لپ می خوای بیا بگو لپ لپ می خوام انقدرم ما رو نذار سرکار . به موقع ازدواج کرده بودم بچه ام همسن بابات بود . با من از این کارا نکن ملی شیلووو

 

پ.ن : می خوام اسم وبلاگ رو عوض کنم بذارم " عموی سارینا "

نطق خارج از دستور : دیشب فیلم " عروسک فرنگی " با بازی خسروشکیائی رو دیدم . به دوستانی که تنظیم خانواده پاس نکردند و یا در این زمینه هنوز سوتفاهماتی دارند توصیه می کنم فیلم روببینن . داستانه فیلم شاید جالب می تونست باشه اما فیلمنامه در حد باور نکردنی آبکی بود درعوض بقدری در مورد بارداری و نحوه بارداری و 9 ماه انتظار صحبت میشه که از اون لحاظ هیچ نقطه ابهامی براتون باقی نمی مونه . منو بگو که تا دیشب فکر می کردم بچه ها را پدر مادراشون از اینترنت دانلود می کنند .

/ 37 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خواب کوتاه

شما ۵ تا خجالت نمی کشيد ؟ خوشم ميآد تفاهم خاصی در زمينه جفنگيات مزمن داريم

بهداد

سلام آقا رضا ، برو ببين پشت سرت توی وبلاگ سر سوزن چی نوشتن ؟؟؟؟؟ منم به-روز کردم. راستی به هر ۶ تا تون ميگم من در مورد روز سوم نوشتم حتماً سر بزنيد جفنگهای بی ادب گو

سر سوزن ذوق

من تا ابد خودم رو بخاطر بهداد سرزنش خواهم کرد.

سر سوزن ذوق

بهداد جان حد اقل می نوشتی به هر هفتاتون ميگم که روند رو نابود نکنی. ای خداااااااا

بهداد

سلام ، من گاهی به هوش و حواس اين سر سوزن شک می کنم داداش گلم اگر به زمان نوشتن دقت کنی می بينی که همزمان بوده(تو ساعت ۱۳:۵۷ و من ۱۳:۵۸) و من روند را درست طی کردم . راستی آقا رضا ، Mouse را روی لينک وبلاگت گذاشتی ببينی که اسمت را چی گذاشتم .

بزرگ فيلسوف کوچک

۸تاييتون گوش کنيد: دوست باشين باهم!!! آقا من به اين دوست داداش ارادت دارم فقط وقتی غلط می گيرم که خيليييييييييييی فجيع باشه

ابوالوبلاگ

باز صد رحمت به شما ۹ تا، این بهداد که داغانه عزیز جان جان زحمت کشيدی واقعا خسته نباشی . دوستان هم می تونن برن موس رو بذارن روی لينک و هنر بدیع و بی بديل بهداد رو ببينن ... هوورااا بهداد در ضمن من اگر بخوام نگران این باشم که کی پشت سرم حرف میزنه که باید زندگی رو تعطیل کنم چون در دیار نخبه کشها ، همواره پشت سر من و سرسوزن کلی حرف وجود داره !! ......... سرسوزن جان شریک غم تم بصورته دو فوریتی .......... امشب منم در مورد روز سوم می نويسم . علی خودش پيشنهاد کرد بريم ببينيم . من يه جاهايی داشتم خودم رو خفه می کردم که اشکه سرازير نشه ولی بعد که علی رو زيرزيرکی نگاه کردم ، خجالتم ريخت ...

خواب کوتاه

جميع دوستان + دشمنان + بهداد آپ کرديم کنترل اف ۵ را بفشاريد و جايزه بگيريد