420

همانطور که نمی دانید ، ما فردا امتحان داریم و از فرط نخواندن به یک نوع خودباوری و آرامش کاذب رسیده ایم که مپرس . یادش بخیر ،‌ما همیشه در لحظات سرنوشت ساز دچار استحاله می شدیم ، حالا استحاله ی استحاله هم نه اما دیکته اش شبیه همین بود . کنکور هم که داشتیم شبش نخوابیدیم و تا صبح استحاله کردیم ، انقدر هم آب خورده بودیم که فردایش ، یکنفره سطح آبهای زیرزمینی دور و بر حوزه امتحانیمان را لااقل ٢ متری ارتقاء دادیم . خبر داریم تا دوسال بعدش ، از زمینهای اطراف گوجه برداشت می کردن قد طالبی ! خلاصه ما از همان روز منشاء خیر و آبادانی شدیم .

البته خدا را یک میلیارد مرتبه شکر آخر فیلم ، ما ادیسونی شدیم برای خودمان و شما ( یعنی همه اش هم که بخاطر خودمان نبود )

آقا داشتیم می گفتیم . فردا امتحان داریم و خیلی هم یا ایتها النفس المطمئنه هستیم برای خودمان ، لذا دستهای به گناه آلوده تان را به آسمان ببرید . با دلهای سیاهتان برای ما دعا کنید . خداوند متعال همانطور که وعده داده شما ها را می بیند و می شنود و به دعاهایتان احتمالا پاسخ خواهد داد . فقط جان هرکی دوست دارید ، یک امشب را بی خیال " خدایا پس کی من شوور می کنم و خدایا کی میشه بیاد منو بگیره و ... " اینها بشوید ، خداست دیگر ، معصوم که نیست ! یکدفعه دیدی دعا معا ها را قاطی کرد و فردا ما شوهر کردیم و ...

آقا حواستان به ما باشد .

بعدا نوشت : امروز فردای دیروز است ! ( وجدانا می دونستید ؟ ) امروز انقدر سوالها نامانوس بودند که اولش فکر کردیم حوزه را اشتباه آمده ایم ! ولیکن ناامید نشدیم و سپردیم زورق خود را به آن طوفان و گفتیم هر چه بادا باد ... چند تا از بچه های قدیمی را هم دیدیم و ذوق مرگ شدیم ... روز خوبی بود ...

/ 26 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nin

مهندس من دیر دارم کامنت میذارم ولی به موقع برات دعا کردم (مرام و داری ) این امتحانا هم یه جوریه آدم فقط با دعا میره بالا . اینشالله با خبر های خوش

یاسی

به به آقای مهندس! گمتان کرده بودیم یه مدت [مغرور]اصلا به یاد داری ؟؟ میگم نکنه تو هم آزمون استخدامی داشتی ؟ آخه ما هم جات خالی امروز رفتیم آبیاری !!! [نیشخند] غیر این به ذهنم نمیرسه آزمونی تو این سن و سال شما برادر !! [ابرو] ... خلاصه اینکه واسه دعا که دیر شد خدا رو شکر ! خودت زورشو بزن .. نه یعنی زدی دیگه ما را سنه نم ! (دیکته ام همیشه 5 بوده[شرمنده]) مگه تو واسه ما دعا کردی که ما بکنیم؟![اوغ]

شمل

اونوقت اگه امروزم دعا کنیم میگیره؟[خجالت]

سوما

آخي عمو جان چرا زودتر نگفتي، من كه خيلي دير رسيدم ولي به قول خودتون اين چند ساعت رو دعا نكرديم كه خدا كمي سرش خلوت بشه تا شما هم به كارتون برسيد اونوقت اين گوجه اي كه شبيه خربزه باشه، يعني باغبونش شما هستين اونوقت؟[نیشخند]

محبوبه

من را هم در غم خودت شریک بدون ما هم امتحان میدهیم انهم 11تا درس پیش از خدمت بعد از11سال خدمت چرا؟ بخاطر اینکه به مدیر آموزش ما تهمت زدن با منشیت رابطه داری و مدیر محترم زحمت کشیده و سوابق اموزشی بدبختای مثل منو ریخته دور و یه جماعتی دوباره دارند امتحان میدهند آخه یکی نیست بگه رابطه داره که داره به شما چه !به ماچه[گریه] از این تریبون اعلام میکنم برای ما هم دعا کنید.[فرشته]

xatoun

اون وقت من چرا فکر کردم تو فوق لیسانست رو چند وقت پیش گرفته بودی. هان؟ :)

نازی

[خنده]خیلی باحال بود...موفق باشی مهندس اینا...ماکه همچنان به دعا ادامه میدیم. استحاله رو خوب اومدی.

مریم و محسن

[قهقهه] خدا تو رو نکشه مهندس فکر کنم اوضاع برگت خیلی دربه داغونه [خنده]

لیا

خوشحالمان کردی پسرم. توضیح مقبول افتاد![لبخند]

مریم

اگه از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر سر جلسه بوده شاید استاد مراقب بوده [تعجب] آخه مراقب بودن هم دعا کردن لازم دارههههههه؟؟؟؟؟؟؟ [ابرو]