418

سپاس تو را ...

گاهی تنها که می شوی ، تازه یادت می آید که چه چیزها را فراموش کرده ای . مثلا روزها و آدم ها را . روزهایی - چه شیرین و چه تلخ - که فراموش شده اند و چراغهای رابطه ای که خاموش شده اند ، شاید هم روشن ...
و تازه یادت می افتد که یک سپاس مکتوب به یکی بدهکاری ، یکی که عادت کرده ای همیشه باشد ، مثل " نفس " .
یکی که وقتی نیست زندگی از حرکت باز می ایستد . مثل " نفس " .

یکی که بقول کامران و مهرنوش : " همیشه کم میارمش "

پ.ن١ : ولنتاین که از ما گذشته ، ولی ما ازش نمی گذریم و امیدواریم خداوند هم ازش نگذرد .

پ.ن٢ : دیپلم افتخار سپاس و قدردانی ، تقدیم به خانم مهندس ، که اگرچه " او " نمی شود - مثل 7 میلیاردنفر دیگر - اما حضورش در این چندماهه ممدحیات بوده و مفرح ذات ...

/ 27 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرین

[تعجب] سلام من کامنت گذاشتم ولی اسم ننوشتم؟؟؟؟؟؟ [تعجب]

nin

نمی دونم اون موقع که ما عاشق بودیم این ولنتاین کجا بود که حالا تو این فلاکت تنها که نمیاد هیچ یه روز ایرانی هم با خودش میاره ... نمیدونم سپن..گان ؟ ما نیز به خدا وا می گذاریمش!

پــانـــدول

مواظب این نفست باش ممکنه آلاینده های بنزین تولیدی این آقا خوشگله کار دست تو و نفست بده

لیا

سلام کم پیدایی! حالت که خوبه؟

پدر

سلاااااااااااااااااااااااام خوبی که؟ [لبخند]

سودابه

سلام.خوشحالم که از خلوتت بیرون زدی.دوباره برگرد به روزای اوج....

h.tanha

بعله مهندس امشاسپندگانتون مبارک(اگه فکر کردی ولنتاین راحتتر تلفظ میشه پس ضد ایرانی و عامل نفوذی و از این حرفا هستی) اینو گفتم بری باهاش خوش باشی خب باید به یکی تبریک می گفتم تا بعد

سمیرا

فک کن چند وقت بود اینجا نیومده بودم. چرا اخلاق رفتارت عبض شده. قبلنا یه جور دیگه می نوشتی؟

زینت

مهندس ولنتاین چندتا بوسیده شدی ؟؟؟ من که شمارش از دستم رفت !!! . . . . . . . . . اخه عموم فوت شد اون روز ، فامیل و آشنا هی بهم تسلیت می گفتنو بوسیده می شدم