393

تمام هفته ی من

شنبه : برنامه هفت با اجرای آقای جیرانی ، امشب دو مهمان ویژه دارد . شهاب حسینی و مریلا زارعی .
بنده خدا شهاب تمام موهایش از دست گلشیفته ریخته ( الهی بی یار بشه ! ) . مریلا زارعی هم مرا یاد 5-6 سالگی خودم می اندازد که هروقت می دویدم یک دستم به شلوارم بود ( کوفت ! نخند تو خودت بدتر بودی )
خانم زارعی در تمام طول برنامه یک دستش به روسری اش بود مبادا ما ، موهایش را ببینیم و خدایی نکرده بی تربیتی ، معتادی چیزی بشویم ،
ولی ما که دیدیم ...

یکشنبه : امشب رفتیم فرودگاه استقبال علی . برادرم نه ها . علی ، پلنگ خیابان وزرا’ ( قدیمی های اینجا باید یادشان باشد از چه پدیده ای سخن می گوییم ) . رفتیم بلکه توی رودروایسی گیر کند و یکی از سوغاتی هایی که برای دیگران آورده را به ما بدهد . شب منزل علی اینها می مانیم . تا صبح زرت و پرت می کنیم . از قدیم و حال و آینده حرف می زنیم و نتیجه می گیرم که ما دو تا چقدر انسانهای خوبی هستیم ، خدا عمرمان بدهد انشالله . بعد می گیرم می خوابیم .

دوشنبه : یکنفر برود تحقیق کند ما دیشب چی رو " گرفتیم " خوابیدیم ! با تشکر
علی دیشب مدام می گفت " چقدر دخترهای ایرانی زشت شدن ! " ، اما امشب که زنگ زدیم و دیدیم صدایش از سمت وزرا’ می آید ، به این نتیجه رسیدیم که دروغ می گوید و دختر های ایرانی هنوز زشت نشده اند .
بابا بذار برسی ...

سه شنبه : جهت بی اثر کردن تحریم ها ، ورود کالاهای تحریمی ، یک به یک ممنوع می شود !!
محمود جان ما فیتنس کارهای مسلمان از شما انتظار داریم ، ورود no-explod و iso whey را هم ممنوع کنید تا این سایت جنایتکار bb خوبش بشود . پاشنه در خانه ما را در آورده از بس می گوید : تو رو خدا بیا با ما معامله کن ! . اینجوری بدن ما هم خودش می فهمد که نیازی به این چیزها ندارد و بدون هیچ مکملی با کمی تقوا و پرهیزکاری ، عین باقلوا کات می شود .

چهارشنبه : داریم مثل آدمیزاد مسیر خودمان را می رویم . ماشین جلویی یکباره ترمز می کند ( علت ترمز : حضور 2 عدد دختر متبرج در کنار خیابان که خیلی به چشم خواهری بودند ) بلافاصله ما هم ترمز می کنیم ، ماشین پشت سری می کوبد به ماشین ما .
پیاده می شویم . خسارت خاصی وارد نشده . عقبی ها عروس و داماد هستند . اینهم مزید علت می شود که پیله نکنیم . اما داماد یکچیزی می گوید که به رگ تراختور مان بر می خورد .
- آره ؟ خب حالا وایسا تا افسر بیاد
شاخ و شونه کشیدن های آقا داماد طی 10 دقیقه تبدیل می شود به داداش جان مادرت ، چیزی نشده بذار ما بریم و ... اما ما تراختورتر از آن هستیم که ببخشیم . سرانجام عروس خانم می آیند وساطت می کنند تا ما کوتاه بیاییم و می آییم
ماشین جلویی ترمز زد فقط بخاطر دختر
آقا داماد لات بازی در آورد فقط بخاطر حضور عروس خانم
ما داماد را بخشیدیم فقط بخاطر عروس خانم

فکر کنم این شب جمعه ای ، هر سه تامون روح "فروید علیه السلام"  را شاد کردیم ! دستمان درد نکند ...


پنج شنبه : خوش آمدی ، پاییز جان ...

جمعه : قرار است برویم کوه ...

............

آلبوم مثبت هفته : آلبوم " یه خاطره از فردا " با صدای احسان خواجه امیری . آلبوم فوق العاده ای نیست اما بهرحال جزو آلبومهای خوب یکسال اخیر محسوب می شود . تا اطلاع ثانوی هرکس این آلبوم را دانلود کند خر نیست ، گاو من هم نیست ، سوارش نمی شوم . راه هم نمی برد .
یکبار هم شده بدون تهدید برید آلبوم اوریجینال بخرید . حتما باید زور بالای سرتان باشد ؟

پیام هفته : ایمیلها ، آفلاینها ، sms ها همه در رابطه با مهران مدیری و قهوه تلخ هست و حمایت از این قهرمان ملی !
شدیدا با این پروسه قهرمان سازی از آدمهای معمولی مخالفم . البته رعایت کپی رایت نشانه ی شخصیت شماست ولی مهران مدیری را بزرگ نکنید ، مدیری هم باندازه سایرین به موقعش خوشرقصی کرده و کار سفارشی ساخته ( البته انتظار حافظه تاریخی از جماعت ایرانی انتظار زیادیست ) زمانی در قامت اردل و بامشاد تلوزیونهای مخالفین دولت رو به تمسخر گرفت و زمانی در قالب " یاور طغرل " در شبهای برره ، رو به عکس رضاشاه می کرد و می گفت آنچه را که شایسته نبود .
با این اوصاف اگر هم در مجلسی نبوده به احتمال زیاد دعوت نشده والا من و شما رو هم دعوت کنن نمی تونیم بگیم نه ، چه برسه به مدیری .
ضمن اینکه اینها اگر بخواهند کسی را تخریب کنند همان کاری را با او می کنند که با مهرجویی و سنتوری کردند نه اینکه مجوز انتشار قانونی اثر رو صادر کنند .


خلاصه بنظر من ، سواستفاده از احساسات ملی و میهنی برای فروش بیشتر از اون سواستفاده های نفرت انگیزه ، اگر علاقه ای به کارهای ایشون دارید حتما dvd رو اوریجینال تهیه کنید اما اسیر ترفند های تبلیغاتی نشید و از یک آدم معمولی یک ابرمرد و مبارز نستوه نسازید .

/ 34 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم و محسن

من هنوز این آلبوم رو گوش ندادم سعی می کنم دانلودش نکن مهندس عاشق پاییزم با روزهای کوتاه و شب های طولانیش

corona

1- نيت کردي هفته اي يه بار بنويسي؟ 2- گفتند شما گفتي نمياي. پس الکي تشويش نکن اذهان عمومي رو. 3- گزارشت خوب بود. هفته بعد موضوع انشا ات اينه: "تابستان خود را چگونه گذرانديد؟" 4- با مبارز نستوه نساختن همه جوره موافقم. به اندازه کافي اسطوره و قاب عکس داريم که به ديوار خونه مون بکوبيم. خود اون بنده خدا هم گمان نکنم دنبال اين باشه که چنين باري رو به خودش تحميل کنه. به هر حال من اثرش را ميخرم، براي اينکه کارش را دوست دارم و به حقوق مولف اش هم احترام ميذارم.

شمل

لازم به یاد آوری نیست چون من نه اردل دیدم نه بامشاد نه هیچ کدوم دیگه از اونایی که گفتی که حالا یادم رفته باشه! قهرمان سازی جزو اخلاقیات این ملته که درمون کردنش پروسه ی زمان بره و تو کوتاه مدت به هیچ وجه قابل حل نیست. اما رعایت کپی رایت رو میشه با کار فرهنگی کردن وتبلیغات روش تاثیر گذاشت. مقایسه اصلا جالبی هم نیست مصدق و مدیری!!!!" یاد آوری می کنم که هیچ دیکتاتوری رو با کلمه "ایشون " مخاطب قرار نمی دم!

شمل

قضیه مبارز ساختن از یک فرد معمولی نیست!!احساس می کنم که خیلی پیچیده کردی این مسئله رو. یه کسی مثل همه که داره تو این مملکت زندگی می کنه اول سریالش یه در خواستی کرده که خیلیا به خاطر محبوبیتش اینو پذیرفتن و به نظر من عالیه! چون موثر تر از اینه که یکی مثل من هی تو وبلاگش که نهایتا 10 تا خواننده داره بنویسه و آخرشم هیچ چی!

ساناز

خوب مهندس جان اینم که همون حرف من شد!! خوب اگه کسی بشدت مغرور و خودخواه و عافیت طلب باشه شخصیتش خطرناک میشه دیگه... جون ابرو و آنجلی جون دیگه اینجا محافظه کاری رو بذار کنار[چشمک] حداقل جون من که هوای تورو بیشتر از مدیری دارم[خنده]

ساناز

اولا:دو عزیز نه و سه عزیز (پس من چی؟با دقت بخون) دوما:حسن؟

ساناز

اولا:ببخشین منظوری نداشتم[خجالت] دوما:آهااااااااااا[خرخون]

شمل

بی خیال بابا!! تو هم سه واحد با جناب آقای دکتر فرزین(سخنگوی طرح تحول اقتصادیو ارز می کنم[اوه]) تجارت بین الملل پاس می کردی و دهان مبارکت مورد عنابت قرار می گرفت و قصه ها من باب رعایت حق مالکیت معنوی می شنیدی حالا سنگشو به سینه می زدی!! من کلا شاگرد خوبیم مهندس[پلک]

زینب

سلام. خیلی قشنگ می نویسید. از نوشتنتون خوشم میاد. موید باشید.