332

خیلی اتفاقی متوجه شدم که دوستم با همسرش مشکل پیدا کرده . ازش پرسیدم : جریان چیه ؟
می گه " هیچی دفتر خاطراتم رو خونده ، نوشته های مربوط به دوران دانشجویی و عشق و عاشقی و مسخره بازیهای اون دوران ! ... "
بهش گفتم : خب اون که قاعدتا باید همه چیزو بدونه ، مگه چیز خاصی هم توش بوده ؟
می گه : نه اما تو زنها رو نمی شناسی ! ( یه نگاه سفیه اندر عاقلی هم به ما می کنه و ادامه می ده ) هیچوقتم نخواهی شناخت !!!

از اونجایی که ، من جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی که اونم خود شما به ما دادی ! ( چی می گه ؟ ) زنگ می زنم به همسر دوستم که دوست خودمم هست یکجورایی و سعی می کنم آشتیشون بدم . بهش می گم : جریان چیه ؟ این بچه بازیا چیه ؟
اونم می گه : میدونم کارم منطقی بنظر نمیرسه اما دست خودم نیست . فعلا هم باهاش قهرم و آشتی هم نمی کنم ! تو هم نمی تونی بفهمی چرا ، چون زن نیستی !

خونه که رسیدم ، مستقیم رفتم سراغ کمد و دفترهای خاطراتم را برداشتم . از سال 74 تا به امروز . من و خاطرات و یک جعبه کبریت ! عقلم می گه اینا بخشی از خاطراتته که لزومی نداره محو بشه - خانم مهندس خودش درک می کنه - اما شعورم !! می گه "  تو زن نیستی پس شک نکن ، کبریت رو بکش ... "
پیش خودمان بماند ، این زن نبودن هم مصیبتیست ها ! بی خود نیست توی داروخانه می نویسند " زن بودن مزیت است ! "

پ.ن 1 : این دومین باره که طی 7 روزه اخیر نقش نیروهای حافظ صلح UN  رو دارم بازی می کنم ! دفعه قبل ازم دعوت شده بود که یک عدد بزغاله 17-18 ساله رو ارشاد کنم . نمی تونید بفهمید که چه کار سختی بود چون مرد نیستید ( آخیش )
پ.ن 2: همه ی "زن" های متن بالا را ، " خانم " بخوانید .
پ.ن 3: هرکس در مورد اسم این دوستم حدس بزند ، خر است .
پ.ن 4 : 8/8/88 چه روز مهمیست ؟!

/ 26 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صومعه

واي مهندس خودت كه همه چي رو لو دادي ديگه فاتحت خوندس خانم مهندس راست ميگه ديگه هر روز يه اسم رو از زبونت ميشنوه خدا به دادت برسه [شیطان]

ایلیا

در جواب ِ جوابت ! : خب اصولا چون همه مردا رو میشناسن بنابراین از خدا سوال میکنن و خدا رو زیر سوال بردن . اما چون هیچ کس زنها رو نمیشناسه ؛ حتی خود خدا ، کسی ازش در باره زنها سووالی نمیکنه . وگرنه مطمئن باش خدا خیلی بیشتر زیر سوال میرفت [خنده][شیطان]

معلم سابق

سوزوندن دفتر خاطرات خودش خاطره ای! من تجربشو دارم. سالی میدونه اگه با تنی چند از دوستاتون تو کوه و دشت و دمن این کارو انجام بدی قشنگ تره دود کارای سابقت تو چشم همه میره!

معلم سابق

راستی دو سه روزیه ما برگشتیم!

نوشا

خوب میدونی چون زن نیستی نمیتونی درک کنی که ما حتی با یه خواب دیدن هم میتونیم خوراک یه هفته قهر رو جور کنیم ... کجایی ؟ دلم برات تنگ شده بابا ... میگم این وبلاگت چرا ریدر نداره ؟!!!

خانم مهندس

بهتر بود به جای اخطار دادن حذفش میکردی که درس عبرتی باشد برای ... بیا و یکبار توی عمرت خشانت بخرج بده.

صومعه

سلام طفلكي مهندي اينا آقاي مهندس قصد دارم نقش سفير صلح رو بازي كنم و آشتي تون بدم خوبه؟[چشمک][گل]

صومعه

مهندي = مهندس با عرض پوزش از تپق نوشتاري بدين وسيله اصلاح ميگردد

صورتی

عمووو خانوم مهندس کیه ؟ [تعجب]

farzaneh

ba tashakor mikhastam beporsam akharin ahangi ra k roye web-log gozashtid khanande va esmesh chie