425

- درد دل نااهل را چون گردکان بر گنبد است !!

یعنی ما هرچه گفتیم ، این فرتی یک دلیل منطقی برایش جور کرد . آخرش دیدبم اینجوری نمیشود فلذا جلسه را با " اصلا پاشو گمشو بیرون " ختم به خیر کردیم . خدایا این پسرها را چرا انقدر خنگ آفریدی آخه ؟ بابا ما اگر می خواستیم بحث منطقی بکنیم خب می رفتیم پیش نیچه ای ، هگلی . آمدیم دو کلمه درد دل کنیم ، بشین مث بچه آدم گوش کن دیگه چرا انقدر منطقی بازی در میاری ؟! اه ...

- شیر سماور ...

امروزه دوتا از آفاتی که گریبان جامعه بشری را سخت گرفته ، یکی کمبود شیر سماور است ، یکی هم فقدان اگزوز خاور . یعنی تا زمانی که این دو تا در ورزشگاههای ما به وفور یافت می شدند، لااقل داورهای ما یکم مراعات می کردند . نه مثل الان که رفت و برگشت سرمان را بردیدند این داورها . طرف همچین لگد زد تو شکم رضایی که لوزالمعده اش ترکید ، بعد داور خارننه پنالتی نمی گیره ...

-  تو هم مثل منی انگار ، از این دلشوره ها داری ...

واسه همینم زنگ زدی که عید رو تبریک بگی ، نگاه به هیکلمان نکن ، مارو با قطره ی اشکی. میشه لرزوند و ویرون کرد. مارو با بوسه شعری. میشه ترانه بارون کرد. مثل پروانه ای در مشت چه آسون میشه ما رو کشت ... ما به همین خاطره ها و همین زنگ های هر از گاهی دلخوشیم و به همین سادگی فرو می رویم در کلمه ای انگار ، در عین در شین در قاف ...

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اصغر مهربون

سلام بند 3 قشنگ بود مرسی

سوما

هر چي فك مي كنم كه چطوري زده تو شكمش كه لوزالمعده اش تركيده جور در نمياد آخه آقايون رو ديدم وقتي دعوا ميكنن، يه جايي رو نشونه ميگيرن كه خيلي وحشتناكه اگه با پشت ارنج زده باشه كه به زير گردن مي خوره [سوال] اشكالينيس، حتما بوده و اتفاق افتاده ديگه [نیشخند]

.

ووووزلا بهتره

.

پرتو نيكان نگيرد انكه بنيادش بد است

مریم

من فکر کردم اینجا نوشتم نوروز مبارک با تاخیر [افسوس]

corona

بازم بهار شد و پسرا طبع شاعرانگيشون زد بالا! اي داد بيداد... :( بعدش هم : از کي تا حالا ميشه نشست و با يک پسري درد و دل کرد آخه؟ برادر جان به منظور درد و دل (دل و درد، دل درد، يا هرچي توو اين مايه ها) به عناصر ذکور مراجعه نفرماييد. هرکسي را بهر کاري ساخته اند. از آقايون جاجمنت بخواه هر چه قدر که بتواني. بحث فلسفي بخواه، رياضيات و فيزيک نظري، خلاصه براي اون موضوعات همپاي گفتگوي مناسب تري هستند، تا براي موضوعات اموشنال. پ.ن. : شير سماور رو خووب اومديا! [نیشخند]

بیتا

[لبخند]

سودابه

سلام.مهندس جان.عزیز بودی عزیزترشدی.وقتی فهمیدم طرفدار تیم شهریار هم هستی!البته ببخشیدا!به قول عادل خان ماه فروردین برای دایی علی خیلی اومد نداره!!

انار

قسمت اول (اگر می خواستیم بحث منطقی بکنیم خب می رفتیم پیش نیچه ای،...) خيلي خوب بود. واقعاها!!!