406

تصمیم کبری

وبلاگ جان ! در زندگی زخمهاییست که همه می دانند در انزوا مثل خوره تووی روح آدم چه ها که نمی کنند . خیر سرمان آمده بودیم دو روز استراحت کنیم و برگردیم . یک من آمدیم ، هفتاد من داریم بر می گردیم .

چهارشنبه شب مهمان داشتیم . پیله کردند که صوت داوودی ما را بشنوند ما هم ساده ! بچه ی شهرستان ، نکردیم یک ، مهین تاج-مهوش-پریوش غلط کرد شوور کردی بخوانیم و قال را بخوابانیم ، رفتیم سراغ آهنگ " غریبانه "

بمون ای فصل خوب قصه های عاشقانه ...

همین خط اول را که خواندیم ، فهمیدیم که تمام کردن این ترانه ، بدون آبروریزی کار ما نیست . اگر می شد همانجا ساز را میذاشتیم زمین و یک " غلط کردم" ی به جمع می گفتیم و پارسال بهار دستجمعی را می خواندیم ولی متاسفانه نمی شد . لذا هر خطش را با استعانت از یکی معصومین خواندیم و پیش رفتیم . آن دو خط آخر دیگر کار به " امامزاده آق علی عباس " و " میثم تمار " هم کشید اما بلاخره عصمتمان لکه دار نشد و از هم نپاشیدیم . یک وضعی بود ...

آدمیزاد همینجوری ، پا به سن که می گذارد احساساتی می شود . ما که سر پیری ، پا به سن گذاشتیم دیگر جای خود داریم . خیلی حرفها هست که نوشتنی نیست . شما همین ها را بخوانید و اگر دوست داشتید بخندید ما که موقع تایپ همین چهار خط هم فشارمان ده بار جا بجا شد . گول هیکلمان را نخورید . دلمان قد گنجشک است و احاطه شده ایم با دریایی از فکر و خیال و نگرانی و اگر و اما و شاید و ایکاش ...

خیلی خسته هستیم، خیلی ...

- بین شما ها ، یکنفر " حسن " پیدا نمی شود ؟ البته " سالی " هست ها اما بنده خدا گرفتار است ، بدتر از ما روحیه ی نشاطش داغآن شده والا مزاحم شماها نمی شدیم . آقا ما به یکنفر نیازمندیم که با یک شماره ناشناس به ما msg بزند و بعد بگوید " اگر گفتی من کی هستم و ... " از این قبیل حسن بازی ها که خودتان استادش هستید . دلمان کمی سرکار رفتن الکی ، آمیخته به جوادبازی های دوره دبیرستان با طعم سالی ، می خواهد . اصلا زنگ بزنید آهنگ بذارید پشت تلفن . بدلایلی بد که نیست هیچ خیلی هم خوب است . ایرانسل هم که خداروشکر دوتا بخر سه تا ببر شده . لذا دریغ نفرمایید . فقط خواهشا شماره ای که می خرید ناشناس باشد ! ( شماره آشنا نخرید )

 
+باز هم ببخشید که بهتون سر نمی زنم .
و
+ دانلود ترانه " بیا بنویسیم " با صدای " کسری "

اکنون با دلی روشن و ضمیری مطمئن از حضور خواهران و برادران مرخص می شوم . به امید دیدار

/ 32 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nin

هی ... منم یه زمان می گفتم چرا sms ندارم . آخه چرا ... تا اینکه یک شمالیه خرسند از اینکه شماره یک خانم نانانامحترم رو پیدا کرده بم sms داد و هی زنگ زد و حرف های قشنگ زد و هی من فحش های قشنگ دادم ... مثل بنز با شماره های مختلف سرگرم بودیم و شب تا صبح کارمون شده بود پیدا کردن فحش جدید یا یک صدای کت و کلفت که حال طرف رو بگیره! پایان قشنگی هم داشت طرف به این نتیجه رسید که شاید من توبه کردم و هیچ فکر نکرد که اشتباه گرفته![اوه] بعد از اون من ترجیح می دم دیگه گوشی هم نداشته باشم چه برسه به sms [نیشخند]

سائده

بالاخره دست در دست استكبار زدي ما رو فيلتر كرديا! فعلا كه ما اجبارا از حضور خواهران و برادران عزيز مرخص شديم [لبخند]

کویریات

گاهی اینجوری ه و آدم دقیقاً همون جوری که از درد کردن نوک مداد نوکی زیر ناخنش لذت می بره از استدام این درد و زخم و آب نمک رویش پاشیدن یک لذت رنجناکی می بره .... خوبی اش به اینه که می گذره...

shamal

آخ گفتب پارسال بهار ... و کردی کبابم[نیشخند]

مریم

منم مزاحم زیاد داشتم ولی از گوشی بدم که نیومد هیچی رفتم یکی دیگه هم ابتیاع کردم. آخ چه کیفی می ده مزاحم زنگ می زنه برمی داری با 2 تا جمله ضایش می کنی. یا sms می ده جواب نمی دی. از این رو همیشه شماره های کارکرده اختیار می کنیم چرا که اندکی که بدین منوال می گذرد خط مذبور از خشک هم خشک تر می شود و دیگر کیف نمی دهد [راک]

آویسا

آقای مهندس این کسری چرا انقدر غلط املایی داره توی خوندش ! اشم بستمو = چشم بستمو آسم شکفتن = موسم شکفتن همصدای من می خونم وقت از تو گفتن = می خونن وقت از تو گفتن

مهسا

سرکار بازی بامزه بود..[لبخند] راستی من اگه 1% هم دل خجسته و خرم داشتم با این آهنگ وبلاگ همون هم به فنا رفت..قشنگه ولی..

halcyon

آنجا که نشود از راز چیزی سر در آورد شاید بشود ارزویی کرد. قشنگ می نویسی اقای مهندس

xatoun

مرسي از توضيحت رضا. اما فكر كردم تو موقعيت ديگه‌اي شايد خونده باشيش نه همون شب كه بتوني بغلش كني و بعدش هم بذاري زمين و عذرخواهي كني :)