433

پدرم روز شنبه جراحی سختی رو پشت سر گذاشتند ، حدودا ده ساعت و نیم در اتاق عمل بودند ، مشکلی حین جراحی پیش آمد و جراحی خوب پیش نرفت . دوست ندارم اتفاقاتی که افتاد رو مرور کنم . اما روزهای وحشتناکی سپری شد ، وحشتناکتر از همه اون حسی بود که بهت می گفت تو هیچکاری نمی تونی براشون بکنی ! بگذریم ... سرانجام دیروز - چهارشنبه - ایشون به هوش آمدند و ما ملاقات کوتاهی داشتیم و باهم حرف زدیم و ... 

از طرف خودم و خانواده و مهربانترین مردی که می شناسم از همگی بابت دعاهای خوب و انرژی های مثبتتون تشکر می کنم . ممنونم 

/ 22 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوما (نور چشام)

خدا رو شکر که حال پدرتون خوبه ایشالا که تا چند مدت دیگه حالشون بهتر میشه

زینت

خدارو شکر که به هوش اومدن ایشون و امیدوارم هرچه زودتر خوب شن

نیلوفر آبی

واقعا خدارو شکر! امیدوارم همیشه سلامت و خوشحال باشید هم شما هم پدرت. مهندس عزیز پروانه(وبلاگ) من برگشته بعد از 4 ماه و خوشحال میشه به پیوندهای وبلاگ شما اگر ازشون پاک شده برگرده و منتظر حضور گرمت میمونه. برقرار و سرافراز به امید دیدار[گل]

زینت

حال بابابتون چطوره مهندس ؟

لیا

من امروز امودم اینجا و خوندم راجع به پدرت. باز هم براش دعا می کنم...

سما

خدارو شکر. قدر ش سلامتیشو خوب بدون. اپم...

زلال

خداروشكر هميشه خوش خبر باشيد!!!

زلال

خداروشكر هميشه خوش خبر باشيد!!!