392

جهان چیزی شبیه موهای توست،
                    سیاه و سرکش و پیچیده.
          خیال کن چه بی بختم من!
                     که به نسیمی حتی،
                                    جهانم آشوب می شود...
                                                                  " کامران رسولزاده "

یک شیرپاک خورده ای برود تحقیق کند ، ما چه پدرکشتگی با کامران داریم که نوشته هایمان را با شعرهایش آغاز می کنیم ؟

1- این هفته مقداری خرید از سایت bb داشتیم ولی غافل از اینکه بقول شاعر " همه چی تحریمه ، من چقدر خوشحالم " . علیرغم اینکه فعل خواستن را بارها صرف کردیم اما همه راهها برای فرستادن پول به دیار کفر مسدود بود . یعنی کار به جایی کشید که گفتیم :  آقا ! دوهفته ی دیگر محمود دارد می آید آنجا . پول را می دهیم بیاورد ، شما جنس را بدهید محمود برای ما بیاورد " ولی باز هم قبول نکردند . نتیجه دهها بار مکاتبه ی ما با سران صهیونیست bb نتیجه اش این بود که با ما وارد هیچ معامله ای نخواهند شد .
ای امریکا ، ننگ به نیرنگ تو که اینجور چوب لای چرخ جوانان مسلمان و فیتنسکار ما می گذاری . حالا که ما رفتیم توی آشپزخانه خودمان پروتئین ایزوله با خلوص بالا تولید کردیم خوبت می شود . نه فرآیند تولید پروتئین whey به سختی انرژی هسته ای هست و نه ما از آن دخترک دانش آموز کمتریم که توی آشپزخانه اش سانتریفیوژ ساخته بود .

محمود جان از شما هم انتظار دارم در سخنرانی خودتان به معضل ما فیتنس کارهای مسلمان اشاره بفرمایید . یک مقدار هم " لولو مولو " بار خارمادرشان کنید تا حساب کار دستشان بیاید .
( فدا مدا . مهندس )

....

2- به سی دی فروش محلمان می گوییم : همیشه تعجب کرده ایم از اینکه موقع بازخوانی یک ترانه ، نسبت به صحیح خواندن کلمات سهل انگاری های فجیعی رخ می دهد
" پیدا بشه اونکه اومدم به خوابم " را می خواند " بی یار بشه اونکه اومد به خوابم " !!
سی دی فروش محله بغض می کند . چشمهایش قرمز می شود ، می گوید : نه مهندس . اشتباه نکن ، اینجوری نگو . داستان دارد . اول شهاب حسینی این آهنگ را بازخوانی کرد . می دانی شهاب چقدر عاشق گلشیفته هست ؟ بعد گلشیفته در جواب شهاب این ترانه را خوانده و مخصوصا گفته " بی یار بشه " . یعنی شهاب من خبر دارم که تو الان با کس دیگری هستی !!
اشکمان در دم جاری می شود . می رویم سی دی فروش محله را بغل می کنیم و دوتایی اشک می ریزیم ... های های
می بینید سی دی فروش محله ما چقدر با ایحساس است !؟ می بینید چطور از یک اشتباه لپی یک تراژدی خلق می کند به عرض و طول رمئو و ژولیت ؟!
اونوخ ما به شما می گوییم " ابرو گوندش " بخاطر ما آمده ایران ، شما می خندید .
بروید خودتان رو اصلاح کنید . یکم ایحساس داشته باشید آدمهای ضایع ...


.......................

آهنگ مثبت هفته : امشب شب مهتابه با صدای مهران مدیری

پیام هفته : رسما بزکوهی هستید اگر در نزدیکتان خانواده محتاجی بشناسید اونوخت برید به مردم پاکستان کمک کنید .

/ 40 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساناز

سلام يه آرامشي تو وبلاگمه. ميخوايين شماهم سهيم باشين؟ پس تشريف بيارين.[گل]

سودابه

سلام. شما که مهندسی و فیتنس کاری چرا این حرفها رو می زنی؟بذار مردم کارهای خیریه رایادبگیرن .این فرهنگ خیلی برای ماها نا آشناست.حالا برسه به مقصد یا نرسه مهم نیست .مهم اون فرهنگه ست. ضمن اینکه رفیق گرمابه و گلستانت (خانم جولی )هم تو پاکستانه..

ununoctium

خیلی استراتژی خوبی اتخاذ کردی مهندس.کمک نکنید چون به دستشون نمی رسه!!!! شما که سلبرتی هستی خودت برو با دستان مبارکت به دستشون برسون.از اونجا هم عکس و کارت پستال هاتو برامون بفرست

سارا

پیش خودم فکر می کنم اینهمه بدبینی وتلخی از کجا آمده؟!از چادرهایی که توی بم می دادند وسر از بازار تهران درآورده؟!...از شنیده ها آمده که فلانی گفت فلان پولمان را بهمان کردند..یا از دیده هاآمده که آقاجان ما با چشم خودمان دیدیم بردند وخوردند وزدند وغارت کردند...حالا این پاکستانی ها کی هستند این وسط؟!!ذهن خلاق وباهوشم مرا هدایت میکند که نباید به اینها کمک کنی..مگر خودمان کم بدبخت بیچاره داریم..اصلا مگر به دستشان میرسد..اشک توی چشمم حلقه می زند که عجب نخبه ای هستم من یادم باشد این درک وبرداشت وهوشمندانه ام را برای بقیه هم تجویز کنم..نکند از دوستانم کسی جو گیر بشود و...بکند آنچه نباید بکند!....نمی خواهم هزار دلیل بیاورم که هر کس وظیفه ای دارد ودنیا ال است وبل است و استفاده کنم از روح پاک مسلمانی ات که چنین است وچنان...فقط میگویم... باور کن به همان خدایی که بی ریا بنده اش هستی ما به خاطر حرفها وگفته ها ونوشته هایمان مواخذه می شویم..سخت وموشکافانه!نه اینکه بخواهم بگویم فلان وتو جوابم بدهی که...بگذریم..صلاح مملکت خویش خسروان دانند...سلامت وپیروز باشی

؟

خیلی خوبه که شما همیشه نوشته هاتونو با شعر های اقای رسولزاده شروع کنید چون واقعا زیباست. راستی ببخشید یالله نگفته وارد شدیما, در ضمن حجابم هم رعایت کردم اصلا نگران نباشید.[خجالت]

َAngella

hi, agree with you, stop by my web, too. not bad to have a look for once.

سارا

من معذرت میخوام..مثل روز برام روشن بود جوابمو اینطوری میدید..آخه زمانه ایه که نظر هر کس قطعا برای خودش فقط محترمه[افسوس]...اما من میخواستم بگم نباید مسائل رو با هم قاطی کرد وحکم کلی داد... همین!اگه به نظر رسیده دارم خدا رو به نفع خودم مصادره می کنم واقعا متاسفم اول خدا بعد شما باید منو ببخشید..اما شما هم که همین کارو کردید...چرا؟البته که هم من هم شما قصد نداریم خدا رو شریک تفکرات شخصیمون کنیم..بلکه ما صادقانه واز صمیم قلب فکر می کنیم که خدا ازمون میپرسه عقلت کجا بود ومن واقعا معتقدم به خاطر گفتار ورفتار ونوشته های مان مواخذه می شویم..یعنی اینطور نیست؟!![متفکر]...اما این خانم جلسه ای وآقا منبری رو از کجا آوردید؟!! راستش به نظرم جوانمردانه نیست توی بحث به طرف مقابلمان و کسی که نظری خلاف ما دارد برچسب بزنیم وبخواهیم تحقیرش کنیم(هرچند خوشبختانه من هیچ مشکلی با جلسه ومنبر ندارم)..بگذریم..مهم نیست.. مد شده که نظر هر کس قطعا فقط برای خودش محترم باشد و اینروزها جوانمردی آنهم توی بحث آنقدرها هم شیک به نظر نمیرسد..اشکال از ما نیست.. زمانه بد زمانه ای شده...[خداحافظ][گل]

َAngela

tnx for the rose, you seem to be emotional a bit, don't you?

وقاحت های عاشقانه

مهندس کی عکس های هرکولیت رو میذاری؟ راستی این آهنگ مال کیه؟ آهنگ فعلیه وبلاگت؟

سارا

ممنون..خیلی ممنون که به من احترام گذاشتید و نظرمو حذف نکردید....واقعا ممنون...این که من به شما میگم باهوش ونخبه واز این حرفها عین حقیقت است وشک نکنید درآن وشاهدش هم آنکه حدس شما در مورد من کاملا درست بود واما..اما حدس من در مورد شما کاملا غلط بود... حلال کنید..فکر کنید دوستی آمده پرحرفی کرده ورفته...قول می دهم دیگر مزاحم نشوم ..... جدا از صحبت هایتان استفاده کردم..ممنون...خداحافظ [گل]