سه‌شنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٦
 

تب و تابم را
با لبخندت
کی بنشانی ؟

گفتی دوستت دارم و رفتی. من حیرت کردم.از دور سایه هایی غریب می آمد از جنس دلتنگی و اندوه و غربت و تنهایی و شاید عشق. با خود گفتم هرگز دوستت نخواهم داشت. گفتم  عشق را نمی خواهم. ترسیدم و گریختم. رفتم تا پایان  هر چه که بود و گم شدم.
و این ها پیش از قصه لبخند تو بود ... ادامه مطلب

- خدا رحمت كند مرتضي حنانه را . خدا عزت دهد عليرضاي افتخاري را . خدا حفظ كند من را . خدا زياد كند شماها را ... شاعر هم كه رفته گل بچينه

- گفتم افتخاري ، مهندس شما قصد و غرض نداريد خاطره تان را تعريف كنيد ؟

- چهارشنبه دعوتم کرده اند به مهمانی !! آخه " يوم الشك " هم مهمون دعوت مي كنن ؟ نمي دونم برم ؟ نرم ؟ بخورم ؟ نخورم ؟ چهارشنبه به زمين و زمان شك دارم ولي به يه چيزي شك ندارم اونم اينه كه اگر تنهايي برم ، نگار ناراحت ميشه

- تصميم گرفتم برای هرچه جذاب تر شدن وبلاگم زين پس هربار مسابقه ای مطرح کنم و به ۱۰ نفر از کسانی که پاسخ صحيح بدهند جوايز نفيسی بدم
مسابقه محله : کی میدونه کلوچه پایینی کیه ؟ لطفا اونایی که می دونن نگن ( فقط اونایی که نمی دونن بگن !! )

جايزه : ۱۰ عدد سواری موسو
آخرین مهلت ارسال پاسخ : 5 دقیقه قبل از اولین کامنت