یکشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٦
 

۱۴ مرداد سالروز وصلت پدر و مادرگرامیمان است و از این جهت روز فرخنده ایست . ۳۲ سال پیش در چنین روزی این حیاط و اون حیاط می بردند نقل و نبات و ۳۲ بعدش تو به باغچه حیاط می اندیشی و من به حیات باغچه ( دنبال ربطش نگردید ... ) پدر ، نوه ی خان منیریه و چهارراه لشکر بودند و پسر ارشد ملک التجار شهر و مادر دختر کدخدای نظام آباد و به میمنت وصلتشان مردم شهر ۷ شبانه هفت روز جشن و پایکوبی کردند  و اگر اشتباه نکنم مظفرالدین شاه به مناسبت وصلت پدر و مادر من بود که فرمان عدل مظفر را امضا فرمودند و حقیقتا خوب کاری هم فرمودند . نکته جالب در این ۳۲ سال اینست که اونی که حتی یکبار هم اینروز را فراموش نکرد ، پدرم بود و نه مادرم ( قابل توجه اوندسته از دخترا که عاشق من هستند ، وفاداریمان به پدرمان رفته است )

* این آهنگ به من نگاه کن رو هم حتما پدر برای مادر خوانده اند ... البته ساز تخصصی پدر گیتار نیست ولی بد هم نشده در کل  ( ان شاالله )

۱۴ مرداد ، سالروز امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه روز خجسته ایست . و اینکه این مشروطه فقط در حد حرف باقی ماند و اینکه چطور ملتی با ۷۰۰۰ سال فرهنگ ( حتما ) نزدیک ۱۰۰ سال پیش تازه یادشون می افته میشه که مجلسی هم باشه و نظر مردم محترم باشه و ... خیلی مهم نیست . بهرحال مهم اینه که سرانجام این اتفاق رخ داد و من هرچقدر سعی می کنم از محمد علی شاه بدم بیاد موفق نمی شم چون فکر می کنم از معدود کسانی بود که ۱۰۰ سال پیش درک کرده بود سرانجامه دخالت دادن و لحاظ کردن نظر توده در امور مملکتی به کجا خواهد انجامید