چهارشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٦
 

عین ، شین ، قاف

........................

حرف كه مي‌زني 

 من از هراس طوفان

زل مي‌زنم به ميز

به زيرسيگاري

به خودكار

تا باد مرا نبرد به آسمان.

 

لبخند كه مي‌زني

من
 ـ عين هالوها ـ

زل مي‌زنم به دست‌هات

به ساعت مچي طلايي‌ات

به آستين پيراهن ا‌ت

تا فرو نروم در زمين.

 

ديشب مادرم گفت تو از ديروز فرورفته‌اي

در كلمه‌اي انگار

در عین

در شين

درقاف

در نقطه‌ها.

 

«مصطفی مستور»

با تشکر از فیلسوف

قرار کولاگی را بردیم ۱۲ شهریور . که هم مصادف باشد با میلاد باسعادتمان و هم مراسم پر فیض " باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود " را در فضایی روحانی برگزار نماییم ( عقد و عروسی باهم ان شاالله ) از همین الآن بگم که آدم متوقعی نیستم . دوست ندارم بابت کادو از این سر شهر برید اون سر شهر و ... امیر که پاسدارانه می تونه یک دقیقه بپره اونور خیابون یک دست کت و شلوار ایکات بگیره . هاکوپیان رو میذاریم برای فیلسوف که بره عظیمیه و ... بهداد جان شما هم خودت گلی عزیزم ، ولی می تونی از بهرام یک سبد خوشل گل بگیری ... نگار هم که دیگه گفتن نداره . پیانو رو بذار صندوق عقب مزدا 3 و مزدا رو هم بذار توو پارکینگ دفتر . . .

آقا ما از یک ماه قبل گفتیم قرار 12 شهریوره

اونایی که پدربزرگشون اسباب کشی داره . لطفا از الآن به فکر اسباب کشی باشن

اون عمه خانمهایی که اسم پسرشون پدرامه و می خوان عروس خانم رو با خواهراشون پاگشا کنند از الآن حباسشون باشه

اون بهداد هایی که می خوان از سر هفته ناپدید بشن آگاه باشند که اونروزا ناپدید نشن

اون الهامهایی که پسراشون صاف 12 مرداد بدنیا اومدند لطفا یکم رعایت کنند که اگر خودشان نمی آیند لااقل دایی بچه بتواند بیاید

اون سانازهایی که می گن قرار فندق لو گذاشتیم و یک دعوت هم نمی کنن که ما هم همراشون بریم لطفا برای 12 شهریور  قرار نذارن

اون دخترهایی که عاشق من هستند با شناسنامه بیان حتما

اون بعضی هایی که می گن حضورشون رو توی قرارمون ممنوع کردم این یکبار رو به حرف من گوش ندن لطفا . آخه چرا تو بدون اجازه من آب نمی خوری ؟

.........

اینکه ما جمعه به تلافی قرار کنسل شدمان میرویم منزل جوالدوز اینا دور هم جمع می شویم و خوش می گذرونیم به کوفیان ارتباط ندارد . لذا اعلام نمی کنیم