چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۳
 
و اما ... زمستان
با احترام برای حضرت اخوان ثالث ، امسال با نيما آغازش می کنيم
 
درشب سرد زمستانی
کوره خورشيد هم چون کوره گرم چراغ من نمی سوزد
و به مانند چراغ من
نه می افروزد چراغی
نه فروبسته به يخ ماهی که از بالا می افروزد .
من چراغم را در آمد رفتن همسايه ام افروختم در يک شب تاريک
و شب سرد زمستان بود
باد می پيچيد با کاج
در ميان کومه ها خاموش
گم شد او از من جدا زين جاده ی باريک
و هنوزم قصه بريادست
و ين سخن آويزه ی لب :
که می افروزد ؟ که می سوزد ؟
چه کسی اين قصه زا دردل می اندوزد
در شب سرد زمستانی
کوره خورشيد هم چون کوره گرم چراغ من نمی سوزد .
 
باهمه اين حرفا من هنوزم زمستان رو بيشتر از هر فصل ديگری دوست دارم .
و اينکه
کنسرتهای جناب عصار هم آغاز شد ، دوستان مياين ديگه ؟ منتظريم ها ( من و عليرضا !! )