یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠
448

برادرم که عروسی کرد ، انگاری یکباره بخت من باز شد
رفتیم جام جم ، اینبار من آب پرتقال خوردم ، تو گول !
و دوباره آغاز شدیم


بام تهران و آش رشته . باور کن هر چراغی بالای دکل ، یک ستاره است اگر تو بخواهی !
جاده چالوس ، هتل گچسر ، یک روز فوق مافوق ماوراء بالاتر از عالی 

بازی های هر شب
تو می بردی
من می باختم
دل را به تو

هات چاکلیت
سعادت آباد
اسب حیوان نجیبیست
اخلاقتو خوب کن
چرم لدرلی ، مستر دیزی
چه ساده ازدواج کردیم
پول کم آوردیم
کادو های عروسی شد پول پیش خانه ی سعادت آباد !

حالا باید ترک کرد
خنده دار نیست ؟
داستان دلبستگی من به سایت ن.طنز که یک پادگان تمام عیار بود
بود ؟؟! بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!
بغض
جدا شدن از بچه های سایت سخت ترین کار دنیاست
ترک کردم آنجا را
اینجا تهران است
اینک دوباره عشق ...

همه ی حرف های توی دلم. فقط اینها که با تو گفتم نیست. گاه چندین هزار جمله هنوز. همه ی حرف های آدم نیست ...