جمعه ۱٢ فروردین ۱۳٩٠
426

- با اعلام آنکه : ما خود آن سیزدهبم کز همه عالم به دربم . عارضیم که سیزده بدرتون مبارک

یه دوزدخترم نداریم که فردا بهش بگیم انقده سبزه ها رو گره نزن . به شما ها هم که هرچی بگیم گوش نمی دید ولی باور کنید ما قصد ازدواج نداریم .

یه دوزدخترم نداریم که وقتی می خوایم بریم ادوکلن بخریم از خانم فروشنده نظر نخوایم که برگرده بگه : " بوش به چهره تون میاد ، بوی  3k30 داره " . ما هم  این حرفش را نشنیده  می گیریم و به این پسره ی بی فرهنگ می گوییم : بنظرت بوش چطوره ؟ اونم با لحنه " بیا بخورمت " می گه " امشب خیلی 3k30 شدی عسیسم " . ای به ارواح طیبه هر دوتاتون ...

خانم ها آقایان این همونه که بوش خیلی به چهره من میاد ! ( به حق حرفهای نشنیده ) ولی بی شوخی رایحه خیلی خوب و ماندگاری خوبتری داره .

یه دوزدخترم نداریم که آلبوم " کسی که با تو می مونه " با صدای " حمیدرضا گلشن " رو تقدیم کنیم بهش . پشت جلدشم امضا کنیم " از طرف کسی که با تو می مونه " . جزو معدود آلبومهاییه که متن ترانه هاش از صدا و ریتم و آهنگ خوشگلتره . ترانه ها کار آقایان روزبه بمانی و دکتر افشین یدالهی هست . دیگه خودتون حدس بزنید در چه حدیه ...

یه دوزدخترم نداریم که براش قصه بگیم شبا که خوابش نمیره  یا که پا به پاش بریم وقتی که بارون می گیره ...

هیچ دقت کردی ما چقدر دوزدختر نداریم ؟ ( الان اون ابره چیه بالای سرت تشکیل شده ؟ )



پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٠
425

- درد دل نااهل را چون گردکان بر گنبد است !!

یعنی ما هرچه گفتیم ، این فرتی یک دلیل منطقی برایش جور کرد . آخرش دیدبم اینجوری نمیشود فلذا جلسه را با " اصلا پاشو گمشو بیرون " ختم به خیر کردیم . خدایا این پسرها را چرا انقدر خنگ آفریدی آخه ؟ بابا ما اگر می خواستیم بحث منطقی بکنیم خب می رفتیم پیش نیچه ای ، هگلی . آمدیم دو کلمه درد دل کنیم ، بشین مث بچه آدم گوش کن دیگه چرا انقدر منطقی بازی در میاری ؟! اه ...

- شیر سماور ...

امروزه دوتا از آفاتی که گریبان جامعه بشری را سخت گرفته ، یکی کمبود شیر سماور است ، یکی هم فقدان اگزوز خاور . یعنی تا زمانی که این دو تا در ورزشگاههای ما به وفور یافت می شدند، لااقل داورهای ما یکم مراعات می کردند . نه مثل الان که رفت و برگشت سرمان را بردیدند این داورها . طرف همچین لگد زد تو شکم رضایی که لوزالمعده اش ترکید ، بعد داور خارننه پنالتی نمی گیره ...

-  تو هم مثل منی انگار ، از این دلشوره ها داری ...

واسه همینم زنگ زدی که عید رو تبریک بگی ، نگاه به هیکلمان نکن ، مارو با قطره ی اشکی. میشه لرزوند و ویرون کرد. مارو با بوسه شعری. میشه ترانه بارون کرد. مثل پروانه ای در مشت چه آسون میشه ما رو کشت ... ما به همین خاطره ها و همین زنگ های هر از گاهی دلخوشیم و به همین سادگی فرو می رویم در کلمه ای انگار ، در عین در شین در قاف ...



جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠
424

- اولش که مردم لیبی ریختن بیرون ؛ به ما گفتن این نتیجه بیداری اسلامی است ، اصلا چه معنی دارد فلانی 30 سال رئیس جمهور باشد ؟ باید مردم مسلمان لیبی را حمایت کنیم و ما هم گفتیم چشم . فرداش هم که مردم سوریه با همان شعارها و همان خواسته ها ریختن توی خیابانها ، ما خواستیم باز حمایت کنیم اما گفتن ، نه ! اینها بیداری اسلامی شامل حالشان نمی شود و یکسری خس و خاشاک هستند که از اسرائیل پول گرفته اند و نباید حمایتشان کرد ، ما هم گفتیم چشم . پس فرداش که مردم بحرین تظاهرات کردند ما دیگر رسما گورخیجه گرفته بودیم که حمایت بکنیم یا نکنیم که ندا آمد " بکنید " و ما هم طبق معمول گفتیم چشم . خلاصه مثکه این بیداری اسلامی به دیکتاتورش هم بستگی داره . یعنی همینجوری دست خودتان هم نیست که هرجا دلتان خواست از خودتان بیداری اسلامی بروز بدهید . اولش باید با برادرا یک صلاح و مشورتی بکنید ببینید اصلا صلاح هست که دچار بیداری اسلامی بشوید یا نه ؟ اگر بود آنوقت ...

- ممکنه با خواندن متن بالا فکر کنی دنیا خیلی شیر تو شیره اما وقتی من بهت بگم که با یک عدد برانی و دو تکه لازانیا برنده بفرمائید شام شدم ؛ متوجه خواهی شد که دنیا شیر تو شیر تر از اینحرفاس .

- دیگه از شیر تو شیرم گذشته و رسما خر تو  خر شده وقتی این کامنتها رو می خونی . ما که در خانواده های نسبتا منسجم رشد کردیم آخرش این شدیم وای بحال بچه های فردا که در خانواده هایی رشد می کنن که از اساس مشکل دارد . خداجان اینهمه زندگی بدون عشق و علاقه ؟ واقعا تو اون بالا چه می کنی ؟! کمک نمی خوای احیانا ؟

- ببین چقده شیر تو شیره که وسط این همه گرفتاری یه احساسی به من می گه ، دارم عاشق می شم کم کم  . اما بقول فردوسی : باز دوباره عشق اومده در خونه ی دلمو زده میخواد منو فریب بده / اما دیگه خام نمی شم اسیر این دام نمی شم تصمیم من تا ابده / چوب این عشقو یه بار خورده این عاشق زار پا گذاشته به فرار / تا صدای عشق میاد من میگم نیا نیا دل میگه هوار هوار ( ایول )

+ این کلیپ رو حتما دانلود کنید ( فرمتش flv ) هست . پشه آمده بود / تو رو زد / منو خورد . پشه دعواش کرده ! ای جاااااااان قلب

+ دوست فرنگ دیده ای ، ما را با پدیده ای به اسم "میر اسلاو ایلیچ" آشنا کرد ، بقول ادیسون معلومه اجدادش مسلمون بودن که خودشم "میر" اسلاو شده ! خلاصه اگر دوست داشتید آهنگهاش رو دانلود کنید ، mani me godina آهنگ بعدیشم گذاشتم اینجا



پنجشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٠
423

بفرمائید شام و کوفت ...

آقا جان مادرتون هرچی سواد پخت و پز دارید روو کنید که هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم .

اولش که به آدم نمی گن یه روزم نوبت خودت میشه . قرار بود فقط خودشون دو تا شرکت کنن و ما هم نقش طغرل رو بازی کنیم ولی حالا که دو شبش برگزار شده ، نامردها شب آخرش رو از طریق پاچه گذاشتن گردن ما ( خودتون ربطش رو پیدا کنید )

استارتر رو خودم یک کاری می کنم ، چایی ، شربتی ، کوفتی مرضی درد بی درمونی جلوشون میذارم بلاخره

برای دسر هم قصد دارم روابط دیپلماتیک ایران - نروژ رو دچار بحران کنم و از این شیرینی نروژی ها که الهه آموزش داده درست کنم . البته احتمالا از این به بعد اسمش به verdens verste kake تغییر می کنه

ولی موندم مین کورسم رو چه گلی به سر بگیرم . آپشن های خودم اینان : کته ماست ، تخم مرغ آبپز با گوجه و خیارشور ( بدون گوجه و خیارشورم بلدم البته ! )  نیم رو، تمام رو و نهایتا سوپ نودل و لاغیر ( آقا نمی خواید به من افتخار کنید که انقده منبع هنرم ؟ ) . جان مادرتون یه چیزی که هم ساده باشه هم خوشمزه باشه آموزش بدید که ما فردا سربلند از میدان بیرون بیایم ( نیما ! زهرمار ، هندونه آموزش نمی خواد خودم بلدم ! ) هرچند که ما به هردو شون قبلا محض احتیاط صفر دادیم و مشکلی بابت امتیاز نداریم و تازه اگر هم ببازیم هیچ چیزی از ارزشهامون کم نمیشه اما قرار هم نیست به همین سادگی از میدان بیرون بروم فلذا آموزش بدید-خیرببینید .... آورین

پ.ن : ما دو شبه که به پیشنهاد یک موجود علیه السلامی ، " بفرمائید شام " برگزار می کنیم . با این تفاوت که  ٣ نفر بیشتر نیستیم و نفری یک مقدار پول هم گذاشتیم که فردای شب آخر - که جمعه باشه - برنده دو تای دیگه رو مهمون کنه رستورانی - پارکی - جایی . کلا جای همگی سبز خیلی خوش گذشت دیشب و امشب . با تشکر از آن موجود علیه السلام که استاد خل خل بازی و عوض کردن جو و حال و هوای آدمهاست و با اعتراف به اینکه واقعا فکر می کنم این ٢ روز که عمدتا به خنده و شادی برگزارشد ، خیلی خیلی بهتر از دید و بازدید های ملال آور عید گذشت . ولی از همین تیریون اعلام می کنم که بنده شیرم رو حلال اینها نخواهم کرد ، چراکه قرار نبود منم شرکت کننده باشم . گولم زدن نامردا ...