پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩
393

تمام هفته ی من

شنبه : برنامه هفت با اجرای آقای جیرانی ، امشب دو مهمان ویژه دارد . شهاب حسینی و مریلا زارعی .
بنده خدا شهاب تمام موهایش از دست گلشیفته ریخته ( الهی بی یار بشه ! ) . مریلا زارعی هم مرا یاد 5-6 سالگی خودم می اندازد که هروقت می دویدم یک دستم به شلوارم بود ( کوفت ! نخند تو خودت بدتر بودی )
خانم زارعی در تمام طول برنامه یک دستش به روسری اش بود مبادا ما ، موهایش را ببینیم و خدایی نکرده بی تربیتی ، معتادی چیزی بشویم ،
ولی ما که دیدیم ...

یکشنبه : امشب رفتیم فرودگاه استقبال علی . برادرم نه ها . علی ، پلنگ خیابان وزرا’ ( قدیمی های اینجا باید یادشان باشد از چه پدیده ای سخن می گوییم ) . رفتیم بلکه توی رودروایسی گیر کند و یکی از سوغاتی هایی که برای دیگران آورده را به ما بدهد . شب منزل علی اینها می مانیم . تا صبح زرت و پرت می کنیم . از قدیم و حال و آینده حرف می زنیم و نتیجه می گیرم که ما دو تا چقدر انسانهای خوبی هستیم ، خدا عمرمان بدهد انشالله . بعد می گیرم می خوابیم .

دوشنبه : یکنفر برود تحقیق کند ما دیشب چی رو " گرفتیم " خوابیدیم ! با تشکر
علی دیشب مدام می گفت " چقدر دخترهای ایرانی زشت شدن ! " ، اما امشب که زنگ زدیم و دیدیم صدایش از سمت وزرا’ می آید ، به این نتیجه رسیدیم که دروغ می گوید و دختر های ایرانی هنوز زشت نشده اند .
بابا بذار برسی ...

سه شنبه : جهت بی اثر کردن تحریم ها ، ورود کالاهای تحریمی ، یک به یک ممنوع می شود !!
محمود جان ما فیتنس کارهای مسلمان از شما انتظار داریم ، ورود no-explod و iso whey را هم ممنوع کنید تا این سایت جنایتکار bb خوبش بشود . پاشنه در خانه ما را در آورده از بس می گوید : تو رو خدا بیا با ما معامله کن ! . اینجوری بدن ما هم خودش می فهمد که نیازی به این چیزها ندارد و بدون هیچ مکملی با کمی تقوا و پرهیزکاری ، عین باقلوا کات می شود .

چهارشنبه : داریم مثل آدمیزاد مسیر خودمان را می رویم . ماشین جلویی یکباره ترمز می کند ( علت ترمز : حضور 2 عدد دختر متبرج در کنار خیابان که خیلی به چشم خواهری بودند ) بلافاصله ما هم ترمز می کنیم ، ماشین پشت سری می کوبد به ماشین ما .
پیاده می شویم . خسارت خاصی وارد نشده . عقبی ها عروس و داماد هستند . اینهم مزید علت می شود که پیله نکنیم . اما داماد یکچیزی می گوید که به رگ تراختور مان بر می خورد .
- آره ؟ خب حالا وایسا تا افسر بیاد
شاخ و شونه کشیدن های آقا داماد طی 10 دقیقه تبدیل می شود به داداش جان مادرت ، چیزی نشده بذار ما بریم و ... اما ما تراختورتر از آن هستیم که ببخشیم . سرانجام عروس خانم می آیند وساطت می کنند تا ما کوتاه بیاییم و می آییم
ماشین جلویی ترمز زد فقط بخاطر دختر
آقا داماد لات بازی در آورد فقط بخاطر حضور عروس خانم
ما داماد را بخشیدیم فقط بخاطر عروس خانم

فکر کنم این شب جمعه ای ، هر سه تامون روح "فروید علیه السلام"  را شاد کردیم ! دستمان درد نکند ...


پنج شنبه : خوش آمدی ، پاییز جان ...

جمعه : قرار است برویم کوه ...

............

آلبوم مثبت هفته : آلبوم " یه خاطره از فردا " با صدای احسان خواجه امیری . آلبوم فوق العاده ای نیست اما بهرحال جزو آلبومهای خوب یکسال اخیر محسوب می شود . تا اطلاع ثانوی هرکس این آلبوم را دانلود کند خر نیست ، گاو من هم نیست ، سوارش نمی شوم . راه هم نمی برد .
یکبار هم شده بدون تهدید برید آلبوم اوریجینال بخرید . حتما باید زور بالای سرتان باشد ؟

پیام هفته : ایمیلها ، آفلاینها ، sms ها همه در رابطه با مهران مدیری و قهوه تلخ هست و حمایت از این قهرمان ملی !
شدیدا با این پروسه قهرمان سازی از آدمهای معمولی مخالفم . البته رعایت کپی رایت نشانه ی شخصیت شماست ولی مهران مدیری را بزرگ نکنید ، مدیری هم باندازه سایرین به موقعش خوشرقصی کرده و کار سفارشی ساخته ( البته انتظار حافظه تاریخی از جماعت ایرانی انتظار زیادیست ) زمانی در قامت اردل و بامشاد تلوزیونهای مخالفین دولت رو به تمسخر گرفت و زمانی در قالب " یاور طغرل " در شبهای برره ، رو به عکس رضاشاه می کرد و می گفت آنچه را که شایسته نبود .
با این اوصاف اگر هم در مجلسی نبوده به احتمال زیاد دعوت نشده والا من و شما رو هم دعوت کنن نمی تونیم بگیم نه ، چه برسه به مدیری .
ضمن اینکه اینها اگر بخواهند کسی را تخریب کنند همان کاری را با او می کنند که با مهرجویی و سنتوری کردند نه اینکه مجوز انتشار قانونی اثر رو صادر کنند .


خلاصه بنظر من ، سواستفاده از احساسات ملی و میهنی برای فروش بیشتر از اون سواستفاده های نفرت انگیزه ، اگر علاقه ای به کارهای ایشون دارید حتما dvd رو اوریجینال تهیه کنید اما اسیر ترفند های تبلیغاتی نشید و از یک آدم معمولی یک ابرمرد و مبارز نستوه نسازید .



چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩
392

جهان چیزی شبیه موهای توست،
                    سیاه و سرکش و پیچیده.
          خیال کن چه بی بختم من!
                     که به نسیمی حتی،
                                    جهانم آشوب می شود...
                                                                  " کامران رسولزاده "

یک شیرپاک خورده ای برود تحقیق کند ، ما چه پدرکشتگی با کامران داریم که نوشته هایمان را با شعرهایش آغاز می کنیم ؟

1- این هفته مقداری خرید از سایت bb داشتیم ولی غافل از اینکه بقول شاعر " همه چی تحریمه ، من چقدر خوشحالم " . علیرغم اینکه فعل خواستن را بارها صرف کردیم اما همه راهها برای فرستادن پول به دیار کفر مسدود بود . یعنی کار به جایی کشید که گفتیم :  آقا ! دوهفته ی دیگر محمود دارد می آید آنجا . پول را می دهیم بیاورد ، شما جنس را بدهید محمود برای ما بیاورد " ولی باز هم قبول نکردند . نتیجه دهها بار مکاتبه ی ما با سران صهیونیست bb نتیجه اش این بود که با ما وارد هیچ معامله ای نخواهند شد .
ای امریکا ، ننگ به نیرنگ تو که اینجور چوب لای چرخ جوانان مسلمان و فیتنسکار ما می گذاری . حالا که ما رفتیم توی آشپزخانه خودمان پروتئین ایزوله با خلوص بالا تولید کردیم خوبت می شود . نه فرآیند تولید پروتئین whey به سختی انرژی هسته ای هست و نه ما از آن دخترک دانش آموز کمتریم که توی آشپزخانه اش سانتریفیوژ ساخته بود .

محمود جان از شما هم انتظار دارم در سخنرانی خودتان به معضل ما فیتنس کارهای مسلمان اشاره بفرمایید . یک مقدار هم " لولو مولو " بار خارمادرشان کنید تا حساب کار دستشان بیاید .
( فدا مدا . مهندس )

....

2- به سی دی فروش محلمان می گوییم : همیشه تعجب کرده ایم از اینکه موقع بازخوانی یک ترانه ، نسبت به صحیح خواندن کلمات سهل انگاری های فجیعی رخ می دهد
" پیدا بشه اونکه اومدم به خوابم " را می خواند " بی یار بشه اونکه اومد به خوابم " !!
سی دی فروش محله بغض می کند . چشمهایش قرمز می شود ، می گوید : نه مهندس . اشتباه نکن ، اینجوری نگو . داستان دارد . اول شهاب حسینی این آهنگ را بازخوانی کرد . می دانی شهاب چقدر عاشق گلشیفته هست ؟ بعد گلشیفته در جواب شهاب این ترانه را خوانده و مخصوصا گفته " بی یار بشه " . یعنی شهاب من خبر دارم که تو الان با کس دیگری هستی !!
اشکمان در دم جاری می شود . می رویم سی دی فروش محله را بغل می کنیم و دوتایی اشک می ریزیم ... های های
می بینید سی دی فروش محله ما چقدر با ایحساس است !؟ می بینید چطور از یک اشتباه لپی یک تراژدی خلق می کند به عرض و طول رمئو و ژولیت ؟!
اونوخ ما به شما می گوییم " ابرو گوندش " بخاطر ما آمده ایران ، شما می خندید .
بروید خودتان رو اصلاح کنید . یکم ایحساس داشته باشید آدمهای ضایع ...


.......................

آهنگ مثبت هفته : امشب شب مهتابه با صدای مهران مدیری

پیام هفته : رسما بزکوهی هستید اگر در نزدیکتان خانواده محتاجی بشناسید اونوخت برید به مردم پاکستان کمک کنید .



یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩
391

دیشب بعد از دیدن تبلیغ ایزی لایف ( پوشک بزرگسالان ) به این نتیجه رسیدم که بدون شک مسئولین عالیرتبه این مملکت از محصولات ایزی لایف استفاده می کنند . آخه روزانه ٢۴ ساعت با یک لبخند خاصی مشغول یک کارایی - به زندگی ملت - هستند اما هیچ کس متوجه نمی شود !
از این نظر " کفاشیان " فکر کنم بیشتر از بقیه به ایزی لایف معتقد باشد .

---------------------------------

نتیجه هفته : زنده باد ایزی لایف . مرگ بر محصولات سلولزی با جذب بالا !

معمای هفته : اگر یک زنبور عسل با یک غورباقه ازدواج کند ، بچه شون چه میشود ؟! پاسخ : بچه دار نمیشن ... تو رو خدا براشون دعا کنید و این رو واسه 10 نفر بفرستید تا امشب یه خبر خوب بهتون برسه .. لطفاً کوتاهی نکنید . یه نفر نفرستاد بچه ش قورباغه شد  ( منبع : کیهان بچه ها :دی )

آهنگ مثبت هفته : آهنگ " عشقم  " با صدای امین رستمی

معرفی هفته : خانمها آقایان ، دخترخاله معظم له ، آرشیدا ، جیجلشو غاز غاز

  پ.ن هفته :  صد مژده که این آمد و صد شکر که آن رفت . ماه رمضان که می شود آمار تظاهر نزد ما ایرانی های متظاهر بشکل تهوع آوری بالا می رود لذا همان که اول گفتم !



جمعه ۱٢ شهریور ۱۳۸٩
390

متن پیام معظم له بدین شرح است :

بسمه تعالی
بنام خدا هستم . خیلی خوشحال هستم ...

دوازدهمین روز شهریورماه بود که منت بر سر تقویم ها نهادم و تابستان را سرافراز کردم . خدا حفظم کند . فقط نمی دانم چرا هرقدر هم که غذا می خورم ، بزرگ نمی شوم . از این جهت دکترها بطورکل از من قطع امید کرده اند ، اگرچه دختر مخترا همچنان به من ، امیدهااا دارند . پرودگارا ! که چون من بدنیا آمدم ، پس زمین گرد است و تو وجود داری ، به حق خانوم هیلاری داف ، امید اینها را ناامید مگردان . آمین یا رب العالمین

به همین مناسبت محفل انس با مهندس در مهدیه باغ آبشار ، برگزار می شود ( بدلایل امنیتی از آدرس دادن در ملاعام معذوریم ) . بدیهی است حضور شما باعث شادی روح آن مرحوم و تسلی خاطر بازماندگان می باشد . وسیله ایاب ذهاب مهیا می باشد .

در خاتمه
یکبار دیگر یوم الله ١٢ شهریور را به عموم بلاگرهای جهان و به پیشگاه حضرتش تبریک و تهنیت عرض می نمایم .

                                                             ( معظم له / ٢٢ شهر رمضان ، سنه ١۴٣١ )

......................................................................................................................................................

پ.ن 1 : اگر کادوهاتون تا پایان وقت اداری روز شنبه 13/6 به دست من نرسه ، به جان حسن ، به قسم-آیه ، دعا می کنم یه خارشو'ور این مدلی نصیبتون بشه . دانلود کنین

پ.ن 2 : بدلیل آنکه شبها مثل چی ( مرغ نیست لااقل ! ) زود خوابمان می برد . تصمیم گرفتیم الان که بیدار هستیم آپ کنیم به تاریخ یوم الله



شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٩
389

بسلامتی محل اختفای لولو هم توسط فرزندان گمنام امامزمان مشخص شد . ۲۷۸ کیلومتری شرق تهران و ۹۸ کیلومتری شرق سمنان در محلی موسوم به بارانداز میانه از توابع استان سمنان !!

یعنی بروید یک نان بخورید ١٠٠ بار خدا را شکر کنید که لولو آنها را با خودش برده بود ، اگر دیشب آن چیزهای زلزله آور در تهران تشریف داشتند ، معلوم نبود چه بلایی سرمان می آمد . خدایا توبه

......

پ.ن : فردا شب هم ٣ تا ماه در آسمان دیده می شود . این پدیده هر هوارهزارسال یکبار رخ می دهد . ساعت ١ برید روی پشت بوم ها . خیلی دلم می خواست قیافه اونایی که دیشب به آسمان ذل زده بودند رو ببینم . حیف که مثل مرغ ساعت ١١ خوابم می برد .
اساسا ملتی که به شنیده ها ،به باورهای قدیمی و به سنتها و ... حتی یک ثانیه هم شک نکنند ، ملت دآغانی هستند ( قال ادیسون ) . در این مملکت خیلی راحت می شود شایعه ساخت . مهندس و دکتر هم ندارد . 99% مردم شایعه را با آب و تاب نقل می کنند بدون ذره ای شک و تردید . می خواهد حضور 2 ماه در آسمان باشد یا عکس آقا روی ماه و یا درمان MS به روش فرادرمانی ( همون خرادرمانی ) .
بقول خدا : افلا تعقلون ؟!!!

+ آهنگ "چشمات" رو با صدای دوست خوبم "مهرنوش" و شعر و آهنگ دوست عزیز دیگرم "کامران" می تونید از اینجا دانلود کنید . کار متفاوتی هست که خیلی دوستش دارم . کلیپ با مزه ای هم داره این کار که توصیه می کنم ببینید . کلا مهرنوش و کامران بعد از دوستی با من کلی معروف شدن :دی



دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩
388

نوشته ی قبلی را خصوصی کردیم . البته رمزش را آسان انتخاب کردیم تا مانع دسترسی افراد بی ادب و باهوش به آن متن کذایی نشویم .

اینبار کسی از متن و ادبیات ما انتقاد کرد که احترامش بر ما واجب ، قربتا الی الله است . لذا ضمن خسته نباشید به بچه های ستاد استهلال و عرض تبریک به مناسب حلول ماه مبارک شهریور و نزدیک شدن به یوم الله ١٢ شهریور ، از همین تیریبون اعلام می کنیم که " آنها را لولو برد " و ما دیگر آن مهندس بی ادبیاتی نیستیم که با کیبورد مستهجنمان کاری با بنیان خانواده می کردیم که سالوادور هم نمی توانست بکند . از کسانی که بلدند آب توبه سر ملت بریزند تقاضا می کنیم به حساب ما هم برسند .
ضمنا
هرکس متن این توبه نامه را برای چهل نفر دیگر بفرستد تا آخر هفته خبر خوشی بدستش می رسد . یکنفر باور نداشت و اینکار را نکرد ، لولو ، بجانش زد و یک چیزهاییش را برد . دیگر خود دانید ...

پ.ن : آن یکنفر که حرمتش برای ما بسیار است ، باید بداند که ما هنوزهم مزدور قلم بدست او هستیم و بس .