سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸
326

گزارش تصویری از خانه مهندس اینا

خانه ما یک روز ابری - بارانی ( موزیک متن : باران می بارد امشب ... )

لاله عباسی ها عصرها باز می شوند . عصرها اینجا خود بهشت است

گلهای کوکب ، گلهای مورد علاقه من

ترکیب آهار و ابری و لاله عباسی و سلوی . روی درخت زردآلویی که امسال سرما نگذاشت میوه بدهد ، گلهای نیلوفر رو می بینید ...

آهار و کوکب کوهی و ابری ( ابری ها فوق العاده هستند )

گازانیا ، جعفری ، اون قرمزا هم سلوی هستند

بارون که میزنه ، گلها سنگین میشن و می افتن ، مسیر رفت و آمد ما هم تنگ می شه

 

یه عکس خوشل در حد استاد کسرایی ! هوا هم بدجوری دونفره بود ...

چندتا عکس دیگه از خانه ما عکس 1 / عکس 2 /عکس 3 / عکس4 / عکس 5

اما ، اون چیزی که حیاط خونه رو خوشل تر از همیشه کرده ، وجود عموجانهاست که مدام درحاله کشتی گرفتن با هم هستند .

سوژه خدا ، عکس خدا ، عکاس خدا
این عموتپل یا همون مظفره که الان یکسال و نیمشه . معرکه س . مهربون ترین گربه ی دنیاس . عسل عموشه

پیاده روی عموتپل میان گلها ( رجیم گرفته ، عصرا میاد قدم میزنه که لاغر بشه ) شرمنده ام که آقاپسروو و عمو بوربورو ، منزل نبودن والا از اونا هم عکس می گرفتم حتما

عموجون کاموایی ! جوجه ی عموبوربورو هستش که اگر اشتباه نکنم اردیبهشت امسال چشم از جهان گشوده !! این جوجه فوق العاده دوستداشتنی و مودبه . فکر نکنید خیلی بزرگه ها . توی عکس اینجوری افتاده . از یه گلدون کوچولو هم کوچولوتره . اون گلدونها هم گلهای محبوب شب هستند که شبها توی حیاط غوغا می کنند . شبها خونه ما غرق عطر یاس و محبوب شب میشه . بقول سارینای گهرمان ! " به به ، چه بوی گند گّلی میاد ! "

چندتا عکس دیگه از عموتپل عکس 1 / عکس 2 / عکس 3

دو تا فیلم 3gp از عمو تپل / فیلم 1فیلم 2 

سلام ، پاییز جان...



سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸۸
325

پسره خورشید آخر رو زد به هم و رفت ٢۴ سال بعد یعنی سال ١۴١٢
بچه خواهرش پرسید : پسردایی ! اون سالا چه خبر بود ؟ سال ٨٨ رو می گم ...
پسره گفت : می دونی پسرعمه ! اون سالا هرکی رو می گرفتن یا می ... * یا می کشتن ، راستش ... منم همون سالا کشتن .
* می تجاوزیدند

پ.ن اصلی : می بینی ؟ ترکه همچینم الکی نمی گفت که اینایی که برای شما جوکه ، واسه ما خاطره س ! واسه ما هم خاطره میشه ٢۴ سال دیگه
پ.ن فرعی : با تشکر از حاج عزت که در اوج بی سوژگی به فریاد ابوالبلاگ رسید .

 پ.ن مخملی : تعیین رژیم حقوقی خزر بدون حضور آقایانه عزت و افتخار و سربلندی !!!؟ 
متکی! خسته نباشی، خدا عزتت بده
پاسخی به اینهمه مهر و محبتت بده



پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۸
324

من از بی سرانجام بیدای مجنون رسیدم ...

در چنین روزی به سال یکهزار و سیصد و خورده ای ، منت بر سر تقویمها نهادم و تابستان را سرافراز کردم ...

+ متن تولد پارسالم ... به شماره 6 که می رسم ... لااااااال می شوم ...

+ متن تولد دو سال پیش + عکس و pdf که اگر دانلود نکنی باختی . کلیک کنید

+ امشب فیلسوف ، سالی ، محمد و علی و انار بداخلاق و ... همگی خیلی لطف داشتند نسبت به من ، امشب از دیدن کامران عزیزم بی اندازه خوشحال شدم ، امشب شب خوبی بود . ممنون از همگی ...

با تشکر از کامران بابت شعر و آهنگ



یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۸
323

 

                   آه از روزگار ، آه از انتظار ...

                                                 ٨ شهریور ، روز جهانی ناپدیدشدگان

 



جمعه ٦ شهریور ۱۳۸۸
322

در  این چندوقت که من نبودم چند اتفاق افتاد که استراتیژیک بود

- اولی پخش اعترافات سعید ح.ج.اریان بود که در آن از الفاظ رکیکی مثل " حاکم پاتریمونیال تیولدار "  استفاده شده بود . اینجانب از همین تیریبون اعلام می کنم که آقای ح.ج.اریان ، ایرانی جماعت نتیولیده و نخواهد تیولید ! تازه ، تیول امت همیشه در صحنه هم توو تیول بابات !

بلاخره اگر آدم ناموس داشته باشه ، هیچوقت نمیاد توی تلوزیون از حاکم پاتریمونیال تیولدار ، صحبت کنه ! تیول هرکسی به خودش مربوطه ...

- دومی اون نوری زاده بود که به بوقلمون گفته تو برو ، من جات وایسادم ! این آقا امروز در حالی با هیجان از ک.روبی صحبت می کند که پیش از انتخ.ابات صرفا بدلیل سن بالا و دندانهای مصنوعیش او را " غضنفر اصلاحات " می دانست . حالم از کلیه تلوزیونهای سیاسی لس آنجلسی و غیر لس آنجلسی ، صادر از امریکا بهم می خورد . از مفسرهای دوریالیش بیشتر ...

- سوم ، سکته جنبش مردم بود ! که بیش از آنکه به افراد ناشناسی که در روزهای خاص از کره ماه می آیند و بابای ملت را به عزاش می نشانند ، برگردد ، به آن روزی باز می گردد که اعتراض ها ، رنگ و بوی لس آنجلسی گرفت و دستورها از آنور صادر شد ...
ساعت 9 شب اتوها رو می زنیم به برق ! ( بعد میگن چرا اوتو می کنی ؟! )
ساعت 10 شب می ریم w.c اما هیچ کاری نمی کنیم میایم بیرون
ساعت 11 شب همه میریم توی فیس بوک تظاهرات می کنیم
به نافرمانی های مدنی 12 شب به بعد ، هم نمی پردازیم !!

- چهارم ، نظام وظیفه بود که اصلا به آن چیزی که در ذهن پلید و منحرف شما می گذرد شبیه نیست . اینجا شبها در خوابگاه برای ما فیلم های خوبی نمایش می دهند . دیشب فیلم BECOMING JANE رو پخش کردند که فیلم خوبی بود . چند وقت پیش هم JERSYGIRL را نمایش دادند که فیلم آموزنده و پرمحتویی بود . البته از بد روزگار ، ما در خوابگاه متاهل ها هستیم ، اینجور که شنیدم در خوابگاه مجردها ، فیلم مجردی هم نمایش داده  می شود ( چی می گی ؟ تصمیم داری دوباره بری خدمت ؟ )

- و آخرین موضوع که از همه موارد فوق مهمتر است اینست که طبق نظریه مارکس ، انسانهای روی زمین به دو گروه تقسیم می شوند .
١- آنهایی که شهریور به دنیا آمده اند
٢- آنهایی که دوست داشتند ، شهریور بدنیا می آمدند !

حمد و سپاس خدای را که مرا از گروه نخست قرار داد و از همون تیریبون قبلی ، تولد کلیه شهریوری های خوشگل و خوشتیپ و جذاب و گلزار رو به پیشگاه حضرتش تبریک عرض می کنم .
به امید آن روز !