شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸
353

مقدمه :

امسال می خواستیم بهاریه ننویسیم و عیدتان را عزا کنیم اما دیدیم گناه دارید . 365 روز سال با هزار یک مشکل اهم از ترافیک و تورم و بی شوهری و ... ساخته اید به امید چنین روزی که ما بنویسیم و شما ضعف کنید ، پس ...
الان داشتم بهاریه پارسال و سال ماقبلش رو می خوندم . دیدم چقدر یکجاهاییش رو دوست دارم . نه جدی می گم ، بحث اون خودشیفتگی همیشگی نیست واقعا یکجاهاییش هنرمندانه تنظیم شده بود ، هرچند شماها قدر ما رو نمی دونید ولی ما خودمان قدر خودمان را می دانیم . بزنم به تخته جدا از اینکه رنگ رویمان وا شده ، منبع استعداد و ذوق و هنر هم هستیم ماشاالله . خدا حفظمان کند .

سیره مهندس ( سنه یکهزار سیصدو هشتاد و هشت )

فروردین ماه که آغاز شد ، آن سفر کرده که صد غافله دل همره اوست ، مرا در سبدی قرار داد و سر راه گذاشت . دوست نداشتم سال نویی یاد آنروزها بکنم اما هرچه فکر کردم در فروردین 88 چه اتفاق دیگری افتاده ؟! چیزی جز رحلت جانسوز خوده جوانه ناکامم یادم نیامد . آری فروردین بود که پرپر شدم . روحم شاد و راهم پر رهرو باد ...

اردی بهشت سال 88 ، ماهه آزمایش الهی بود . فکر کنم خداوند تبارک و تعالی رسما آزمایش bHCG هم از ما گرفت . برای شماها که مثل من آبشار رفیع عاطفه و انسانیت نیستید ، یکم سخت است که درک کنید : در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند چه زجری می کشد آنکس که خوشتیپ است و از عقل و کمالات سرشار است ... امان از دست این دخترمخترا !

خرداد بود که خانم مهندس با ما تماس گرفت و گفت : می خواهم همه چیز مثل سابق بشود ! ( البته من از همین تیریبون هرگونه رابطه در سابق و حتی پیش از سابق با خانم مهندس را تکذیب می کنم ) بنده به ایشان گفتم : ماجرای من و نگار را می دانی دیگر ؟ وجدانا من حال ندارم یکبار دیگر بمیرم اگر می خوای اسم روی من بگذاری و بعد بروی دنبال زندگیت از همین الان بگو
ایشان هم در جواب من یک چیزهایی گفت و منم بچه ی شهرستان ... ساده ... خلاصه گول خوردم
خرداد به نیمه نرسیده بود که گول دیگری خوردیم و هوادار یکی از کاندیداهای مورد تایید شورای نگهبان شدیم . البته آنروزها نمی دانستیم که ایشان با صهیونیست ها لابی دارد و جاسوس انگلیس است و ... این شورای نگهبان هم بعضی وقتا عجب گافهایی می دهد . یکدفعه صلاحیت موشه دایان را هم تایید کنید دیگر !


به احترام حوادث تیرماه 88 سکوت می کنیم !

مرداد 88 مثل تمام مردادهای قبل و بعد از آن ، هیچ اتفاق خاصی برای من رخ نمی دهد . مرداد را از زندگی من قلم بگیرند آب از آب تکان نمی خورد . البته بجز مرداد 53 که طی آن پدرجان نابخشودنی ترین اشتباه زندگیش را مرتکب شد و معظم له نتیجه ی همان اشتباه هستم !

شهریور ماه خداست . یوم الله 12 شهریور تولد معظم له می باشد و آنطور شاعر می فرماید : جشن من جشن تولد تمام خوبیاس
هنوز شیرینی شهد این پیروزی از کام ملت ایران بیرون نرفته بود که دشمنان این آب و خاک واقعه روز قدس را رقم زدند و برگ تاریکی در تاریخ این مرز و بوم آفریدند ( چند تا تصویر از ۵-۴ دختر و پسر فشن مشن هم ضمیمه این فصل می شود تا تاثیر بیشتری روی ملت همیشه در صحنه بگذارد )

مهرماه 88 فرمانده کل قوا - اروحنا فدا - طی پیامی بنده را از خدمت مقدس سربازی معاف می کند تا اضمحلال جبهه کفر بیش از پیش آشکار شود ( دنبال ربطش نگرد لطفا ) متن فرمایشات ایشان بدین شرح است : صحنه را دیدم و من الله توفیق !

آبانماه 88 شاه بیت گولهای سال 88 را می خوریم و به پرویز شجاعی اعتماد می کنیم . دریغا که اعتماد نااهل را چون گردکان بر گنبد است ! گلگشت ۴۵ دقیقه ای آقای شجاعی تبدیل می شود به سفر به اعماق زمین اثر ژول ورن ...
گفتم گول . یک روز به یکی از همشهریهای ما می گن : تو تا حالا گول خوردی ؟ می گه : نه ! گول خیلی بزرگه ، اون منو می خوره ( هور هور )

آذرماه می شود و اخبار خوشی از جبهه های نبرد حق علیه باطل بگوش می رسد . 88/8/8 خداوند فتوشاپ به خانه بخت می رود . خوش بحال شادوماد ... ٩/٩/٩٩ هم انشالله خودمان دست به کار می شویم ( صدای جیغ دخترمخترا )

دیماه  88 به اتمام نرسیده که بهمن ماه آغاز می شود ( اصلا مشخص نیست که سوژه کم آوردم ) اصلا فکر کنید تقویم من دیماه ندارد .

بهمن ، ماه پیروزی خون بر شمشیر است . بخصوص دقیقه 86 اش !
پرسپولیس ٢ استقلال ١ . آخه شما ها تا کی سوراخید آخه ؟!

از اسفند خاطره خاصی ندارم بجز SMS های سالی " هوا هوای بهار است ... " که از صبح تا حالا دستکم 33 بار برای من ارسال شده و با اینکار به دهان یاوه گویانی که می گویند SMS فرستاده ایم اما نرسیده ، مشت محکمی زده ! .  راستی مانیتورمم سحرگاه ٢٩/١٢ جان به جان آفرین تسلیم کرد و من را شب عیدی ٢۴٠ تومان بخرج انداخت که آتش به گورش ببارد انشاالله ...


به بهانه بهار ...

سال ٨٨ که تلخ آغاز شده بود ، نسبتا شیرین به انتها می رسد درحالیکه من هنوز مسافرم و آخرین حادثه ی جاده تویی / اتفاقی که نیوفتاده تویی . . .

درپایان سال کهنه / زمانی که باید کینه ها و یاس ها و زخم ها و دلتنگیها را به فراموشی بسپاریم و با همه وجود به یک حیات تازه و سبز هجوم ببریم ، دیگر جایی برای گفتن از محدودیت ها و مشکلات نمی ماند / بهار می رسد و مائیم که باید با تمام قدرت برای فردایی بهتر مهیا باشیم / اینجا تازه اول راه است . سال نو را آغاز می کنم با آرزوی سلامت و پیروزی برای تک تک شما دوستای نازنین و طلب بخشش از تمام کسانی که به هرنحوی در این سال باعث ناراحتیشان شدم .
سالم ، سرحال و پولدار باشید / این یک دستوره



دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸
350

باز چهارشنبه سوری شد و نوادگان کورش کبیر به پشتوانه فرهنگ ١٠ هزارساله با انواع و اقسام وحشی بازی و حرکات خطرناک احمقانه مشت محکمی به دهان یاوه گویان می زنند و به تمام دنیا ثابت می کنن که متمدن ترین انسانهای جهان هستند ...

لذا از همین تیریبون اعلام می کنم که شیرمو حلالتون نمی کنم اگر فردا شیطون بره توی جلدتون و احیانا بخواید ابراز احساسات خرکی از خودتون بروز بدید ...

پ.ن ١ : گاهی وقتا با خودم فکر می کنم که ما اربابان فرهنگ و تمدن بشری وقتی با چهارشنبه سوری که جشن آتشه چنین می کنیم ، اگر خدایی نکرده ، " هالوین " داشتیم به کجاها نمی کشوندیمش . براستی که خدا چیز را شناخت که شاخش نداد ...

پ.ن ٢ : دلم برای چهارشنبه سوری های قدیم که " بوته " جزو لاینفکش بود و حداکثر صدای " دارت " توی کوچه ها می پیچید تنگ شده . بیچاره آخرین بازمانده جشنهای آتش و نور ...



دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
351

پشت سر هر مرد موفقی یک زن وجود داره که نتونسته جلوشو بگیره ...

روز زن مبارک

پ.ن : هرگونه ارتباط معظم له با خط نخست این پست و سایر پستهایی که باید تکذیب شود ، تکذیب می شود ./



شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸
350

تراک به تراک
نقد "ژاکت"

بازار خرمشهر
هلل یوسه ... یه آهنگ بهدادپسند
آخه محسن جان ، جون ننه ت جون کاکات ، این چی بود خوندی ؟! برای اینکه به عمق ضایگانگی ( کلمه رو دارید ؟ ) این آهنگ پی ببرید ، باید فضای داخلی یک کانکس رو در نظر بگیرید که یک طرفش مهندس نشسته ، آنطرفش هم 6-7 نفر آدم که منتظرند ببینند خواننده مورده علاقه مهندس کیه ؟

چاردیواری
چاردیواری روی هم رفته آهنگ بدی هم نیست . سبک خوندش کمی نو هست . ترجیح می دم ، محسن اگر می خواد نوآوری کنه تووی این فضاها ادامه بده ، نه اینکه " جون ننه ت جون کاکات " بخونه اونم وسط کانکس مهندس ...

اسیری
شروع خوبی داره ، آکورداش هم بنظرم خیلی خوبه . یکی از آهنگهای خوب این مجموعه هست . " با اینکه کوه دردم / با اینکه غم زیاده / همینکه با تو باشم / از سرمم زیاده " . افکتهای صدا خیلی خوبه . ارجینی هم با ادبیات خاص خودش ، وسط ترانه رو امضا کرده . " نون مجنونو که آجر کردم ... "
کلا همه چیز داره خوب پیش میره تا جایی که امیرارجینی ،تحملش تموم میشه و " روو سر دنیا نقل و نبات می پاشه " و خجالتش می مونه واسه مهندس !

دورآخر
از ملودی بی ربط 3:17 تا 3:41 ش که بگذریم ، از تحریر وحشتناک 4:10 محسن هم باید بگذریم تا بتونیم بگیم این تراک قطعا بهترین تراک این آلبوم هست . پیشنهاد می کنم لباس غواصی بپوشید و برید به عمق آهنگ ...

حراج
شروع آهنگ تم بندری داره ولی همینکه خودت رو برای شنیدن " امشو شوئشه " آماده می کنی ، یکدفعه وارد یک بازی پیچیده می شی . اینجا هم امضای ارجینی رو براحتی میشه پیدا کرد " روا نبود که اینجوری از دلتو جا بمونم " . اتفاقا این آهنگ از همین امضا به بعد یک ترنس موفقه . ولی پیش از این ارجینی با نوشتن " تو ازدواج کردی " ترانه رو شهید کرد .
حیف دل صبور من که عاشقت بوده و هست .

خنده
این آهنگ قطعا بهترین آهنگ آلبومه . شاید فکر کنید منظورم اینه که بهمراه " دور آخر " بهترین آهنگ این آلبومه اما نه . این دو تا آهنگ هرکدوم به تنهایی بهترین آهنگ آلبوم هستند و همینی که  من می گم . شمام با من بحث نکن .
حسین صفا برای اینکه ثابت کنه ترانه سرایی یادش نرفته و دور آخر اتفاقی نبوده ، یکجایی نوشته " اگه حتی تو بخوای عهدمون شکسته شه / نمیذارم یه نفس ، دلم از تو خسته شه " یکجای دیگه هم نوشته " خنده رو از لب این دل ناشاد بگیر "
آهاری هم برای اینکه پولی که می گیره حلال باشه ، این آهنگ رو درست تنظیم کرده .
نظر ایلیا کاملا محترمه اما نیاد اون روزی که آهاری بخواد از " سیاکچل " و ریتمای قاشق قابلمه ایش ، الهام بگیره ...

کی بهت خندیده
کی بهت نخندیده ؟!
تازه داری به آلبوم امیدوار می شی که یکدفعه یک پارچ آب یخ روی سرت خالی می کنن
ترکیب شهاب اکبری و محسن چاوشی ، 4-5 سال قبل ( در آلبوم متاسفم برات ) معجزه می کرد اما سال 88 ترکیب این دو تا رو روی فولاد آبدیده بریزی ، آب میشه . از خجالت . اونم وسط کانکس !
همه چیز این آهنگ مزخرفه .

لولای شکسته
از آدم " یاکیده" یی مثل کیکاوس ، یه همچین شعر یاکیده ای هم انتظار می ره . اصلا نمی تونم با شعر و آهنگ رابطه برقرار کنم . پیش خودمون بمونه . به " بانوی اردیبهشت " چیزی نگید ولی با کلمه " بانو " در هر شعری که باشه مشکل دارم چه برسه به این شعر بی سرو ته

بخون امشب
یک آهنگ خیلی خیلی و بازم خیلی معمولی
حسین صفا هنوز داره سعی می کنه ثابت کنه ترانه سرایی از یادش نرفته ولی موفق نمیشه . محسن هم کلا حضورش توی این آلبوم افتخاریه !

دلشوره
دلشوره رو دوست دارم . اگرچه سکه بد موقعی از دست آهاری می افته و به آهنگ سکته بدی می ده . اما لحن محسن توی این آهنگ کمی خاص شده . مثل آهنگ عصا ی یک شاخه نیلوفر .
0:57 محسن برای اولین بار در تاریخ تحریرهای فالشش به مدد افکت های آهاری ، انقلابی به پا می کنه . ما هم توو اتوبان هستیم و صدا و یک چیز دیگرمان را کشیده ایم سرمان و با محسن همراهی می کنیم ... دلشوره دلشوووووووره
راننده ماشین بغلی یک جوری به ما نگاه می کند انگار خدایی نکرده آدم جوادی را هنگام آوازخوانی پشت رل دیده ... خاک بر سر

دریاچه مرده
گوش نکردی هم نکردی . شعر ضعیفه . تنظیم ضعیفه . اوپدیسش آما قویه . اصلا همه اش اوپ دیسه ... 

ژاکت
محسن توی این آلبوم چندبار پارچ آب یخ روی سر مخاطب خالی کرده. اینم روش . یک جمله کاملا شخصی و کاملا بی سر و ته . البته حقوق احساس شخصی محسن چاوشی محفوظه . منم گاهی توی همین وبلاگ جملات کاملا شخصی می نویسم که احتمالا برای دیگران معنی خاصی نداره اما اولا جملات شخصیم رو در قالب " دی جی پک " به ملت نمی فروشم . دوما جملات شخصیم رو وسط کانکس دیگران مطرح نمی کنم !

دیگه جمع بندیش با خودتون . فقط موظفم بگم که غیر از آلبوم 14 که اونم شاهکار نبود امسال هیچ آلبومی بیرون نیومده که بهتر از ژاکت باشه . بعبارتی فکر نکنید بقیه فیل هوا کردن و محسن " یمبوستم " می خونه ولی خب همینم دلیل نمیشه که وسط کانکس ...