چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧
240

از بس گفتم " مجلد روزنامه های سال 57 " بهترین هدیه ایست که می توانید به من بدهید و شما به روی مبارکتون نیاوردید آخرش خودم رفتم مجلد سال 57 اطلاعات رو خریدم و به خودم تقدیم کردم آنهم با عشق . سال 57 . فصل پر هیاهوی تاریخ کشورم . پر از مرده باد و زنده باد . انباشته از " خلق " و " امپریالیسم " و " دموکراسی " و ...  نمی خواهم وارد مسائل سیاسی بشوم  و تنها به ذکر یک نکته بسنده می کنم - یعنی ضایع تر از واژه " بسنده " هنوز خلق نشده - مجلد را که ورق می زدم پر بود از آگهی اخذ ویزای امریکا و انگلیس در 48 ساعت !!! فکر نمی کنم بیشتر از این نیاز به توضیح باشه . ای چپ  ای چریک ای دموکراسی ... سلام و صلوات خداوند توی اون روحتون ...

+ اینکه بعد از شش سال یکی - حالا نمی خوام اسم ببرم !! - برگرده بهت بگه " تو اصلا بدنیا اومدی برای خوب بودن " یعنی یا تو خیلی خوب رلت رو بازی کردی یا اون " یکی " داره زبون می ریزه یا واقعا تو بدنیا اومدی برای خوب بودن که این آخری غیرمحاله !!

+ بس که از من به شما رسیده دیگه بد عادت شده اید اما چه کنم که NGO ای  نستوه هستم . بیاید . اینهم لینک دانلود موزیک متن فیلم " پاپیون " . باز هرجا نشستید بگید رضا آدم بدیه . بی تربیتا

+ از دیروز تا بحال هروقت یاد این sms می افتم خنده ام می گیره . قبلش بگم که باید به خانم والده سلام برسونید
Ye Amrikaee miad iran , mire zur khuneh , mibineh yeky dare shena mire... mire jolo mige : " excuse me sir , i think she's gone...!
نخندید . بی تربیتا
 



دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧
239

همین که پیش هم باشیم، همین که فرصتی باشه
همین که گاهی چشمامون، تو چشم آسمون واشه
همین که گاهی دنیارو با چشمای تو می بینم
همین که چشم به راه تو میون آینه می شینم
بازم حس می کنم زنده ام
بازم حس می کنم هستم
بگو با بودنت دل رو
به کی غیر تو می بستم


همین که میشه یادت بود، تو روزایی که درگیرم
که گاهی ساده می خندم، گاهی سخت دلگیرم
همین احساس خوبی که
دلت سهم منو داده
همین که اتفاق عشق
برای قلبم افتاده

بازم حس می کنم زنده ام
بازم حس می کنم هستم
بگو با بودنت دل رو
به کی غیر تو می بستم

+ دکتر افشین یدالهی
+ یکی این ترانه ها رو با ترانه های سه نقطه لس آنجلسی مقایسه کنه لطفا



شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٧
238

وقتی که خودم را از بالای ساختمان پرت کردم …

  • در طبقه دهم زن و شوهر به ظاهر مهربانی را دیدم که با خشونت مشغول دعوا بودند!
    در طبقه نهم پیتر قوی جثه و پر زور را دیدم که گریه می کرد !
    در طبقه هشتم می داشت گریه می کرد چون نامزدش ترکش کرده بود .
    در طبقه هفتم دن را دیدم که داروی ضد افسردگی هر روزش را می خورد!
    در طبقه ششم هنگ بیکار را دیدم که هنوز هم روزی هفت روزنامه می خرد تا بلکه کاری پیدا کند!
    در طبقه پنجم آقای وانگ به ظاهر بسیار ثروتمند را دیدم که در خلوت حساب بدهکاری هایش را می رسید.
    در طبقه چهارم رز را دیدم که باز هم با نامزدش کتک کاری می کرد!
    در طبقه سوم پیر مردی را دیدم که چشم به راه است تا شاید کسی به دیدنش بیاید!
    در طبقه دوم لی لی را دیدم که به عکس شوهرش که از شش ماه قبل مفقود شده بود، زل زده است!
    قبل از پریدن فکر می کردم از همه بیچاره ترم.
    اما حالا می دانم که هر کس گرفتاری ها و نگرانی های خودش را دارد.
    بعد از دیدن همه فهمیدم که وضعم آنقدر ها هم بد نبود.
    حالا کسانی که همین الآن دیدم، دارند به من نگاه می کنند.
    فکر می کنم آنها بعد از دیدن من با خودشان فکر می کنند که وضعشان آنقدر ها هم بد نیست!
  • برگرفته از  کتاب " خوشبخت ترین ها " که جمعه ساناز بهم کادو داد . مرسی ساناز جان ...

 

  • اینهم هدیه ی من برای دوستان . امیدوارم تا حالا ندیده باشید و خاطره هاتون زنده بشه . کلیک کنید ...
  • " خاطرات روی شیشه " که نمی دونم چرا تا دیروز فکر می کردم اثر " ارد عطار پور " هستش ازجمله بهترین مستند هاییست که توی زندگی بابرکتم دیدم . یکزمانی با 1001 بدبختی نسخه ای نصفه - نیمه از این کار رو برای نگار پیدا کردم . امسال و به بهانه تولدم با هزار خوشبختی ! نگار نسخه اصلی فیلم رو بهم هدیه کرد . نگار جان مچکرم
  • راستی ، کی بود می گفت دقیقه ای 45 هزار تومنه ؟ من این لیلا رو ببینم ...


جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧
237

 بازتاب یوم الله ١٢ شهریور در رسانه های بیگانه

- ابتدا از ملت شریف و  بلاگرپرور ایران بابت محبت هاشان تشکر می کنم و توفیق ایشان را از پیشگاه آن حضرت مسئلت دارم .

- اگر گفتید اولین کادوی تولدم رو از کی گرفتم ؟ نگار ؟ نه ... آلاله ؟ ... نه ... سپیده ؟ شمیم ؟ بهاره ؟ شبنم ؟ ستاره ؟ یاسمن ؟ گلاره ؟ ... ؟  نه . اولین کادوی تولدم رو ١١ شهریور از " هاکوپیان " گرفتم که اینروزها با ارسال کارت تبریک های بی دلیل و با دلیل ما رو رسوای همساده ها کرده . خدا روشکر تاریخ " سورون - مورون " ها رو نمی دونه وگرنه آخر عمری نمی تونستیم سرمون رو توو در و همساده بالا بگیریم . به خانم والده سلام برسانید

+ یک مهمونی هایی بود که من فقط تیتراژ سریالهاش رو دوست داشتم !! الان اونا رو هم دوست دارم . سال به سال دریغ از پارسال . بابا مهمونی بلد نیستی بدی مگه مژبوری ؟

+ " پیش از انقلاب، رمضان که میشد مردم در خیابان بی پروا تظاهر به روزه خواری می کردند و بعد از انقلاب بی پروا تظاهر به روزه داری می کنند !!! " . این جمله رو خیلی دوست دارم . حتما شما هم روزانه 10 ها نفر رو در حال سیگار کشیدن و ... می بینید ...

+ چند روز قبل به تالار پرشین پت رفتم و اطلاعیه دادم که می خواهم " عموجانها " رو به یک پدر یا مادر اصلح واگذار کنم اما بعدش هرقدر با خودم کلنجار رفتم نتونستم ازشون دل بکنم و اطلاعیه رو پس گرفتم . البته این قضیه باعث شد دوستای جدیدی پیدا کنم و از این جهت از عموجانها متشکرم ...

+ انتخاب بهترین بلاگر زن ایرانی . کلیک کنید و رای بدید . البته در اینگونه رای گیری ها معمولا آنکه آنجلینا جولی تر است  برنده می شود اما شما سعی خودتان را بفرمایید که معنویات را به وبلاگستان برگردانید . بهداد جان این یکبار به خودت رای نده عزیزم . یکم ضایعس ...



سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٧
236

 گاهی وقت ها دلمان برای " خودمان " تنگ می شود . همان خودی که وقتی تعداد شمعهای کیک تولدمان بیشتر شد از ما دور و دورتر ایستاد و یکهو نگاه کردیم و دیدیدم ، که مدتهاست از او خبر نداریم ...
آقا ، خانم !! " خودم " رو جایی ندیدید ؟ ...

و آن سالها در چنین روزی متولد شدم
تولدم را به تمامی دوستانم تبریک می گویم
حالا دیگر بازی به نیمه رسیده
:
واسه بردن بازی
روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
گاهی باید برای بردن بازی
بین دو نیمه
دوباره متولد شد!

نکات:

1- قربان آن " وحده لاشریک له " ت بروم . تو که شریک نمی خواستی ، برای چه من رو خلق کردی ؟
2- تا پیش از دیدن عکس کودکی فرانک فکر می کردم کودک زشتی بوده ام اما ظاهرا دست بالای دست بسیار است ...
3- متن تولد پارسالم + عکس و pdf که اگر دانلود نکنی باختی . کلیک کنید
4- " کیک ها رو نخورید تا من نوشابه بیارم " ای نیمای ... دست از سر دایی جان من بردار . شوخی بی نظیری بود . کلی با نگار خندیدیم
5- خدایا مگذار هیچ عینک ریبنی بشکند حتی اگر fake باشد .
6- خدایا نذار این آخرین تولد دونفره ما باشه یا لااقل " یه راهی نشونم بده ... " . لطفا . سفارشی

+ دانلود آهنگ وبلاگ با صدای کامران رسولزاده . این اولین آهنگیست که بابت قراردادن لینک دانلودش به جهنم نخواهم رفت . آهنگ رو از خود خواننده گرفتم بعلاوه اجازه دانلود . شعر و آهنگ هر دو از خود کامران هست ... ممنون دوست من



جمعه ۸ شهریور ۱۳۸٧
235

- جاء الحق ...
هروقت اوضاع خیلی خراب می شه سر و کله اش پیدا می شه . خدا کنه همیشه اوضاع به همین خرابی باقی بمونه . حالا نگار ایرانه ، من اما در اوج آسمانم ... ( اگر این زبون رو نداشتیم ... )

- سر اومد زمستون یا در حقیقت " آفتابکاران جنگل " یکی از سرودهای سیاسی پیش از انقلابه که به جریانات جنگلهای سیاهکل اشاره می کنه . اینجا سه اجرای متفاوتش رو می ذارم که اگر دوست داشتید دانلود کنید .

اجرای اصلی پیش از انقلاب . ای توی اون اقلیت و اکثریتتون ...
اجرای جدید با صدای بیژن چالاکی . یکم شل می خونه اما خوب اجرا کرده
اجرای کنسرت - همینی که الان آهنگ وبلاگه - کنسرت یعنی این . چه معنی داره شجریان ؟ خودشم همایون ...

- گفتم کنسرت . آقایون ،‌ خانمها ، بخصوص شما دو تا خانما !! وقتی تشریف می برید کنسرت حتما حین اجرا ، گوشی هاتون رو خاموش کنید .

- شنیدم بعضی ها می رن کنسرت از همون اولش می گیرن می خوابن !! بعضی هاشونم با خودشون player  می برن ، می شینن اندی گوش می دن !! خب مگه مجبوری بری ؟ نرو یا لااقل اگر رفتی حین اجرا ، گوشیت رو خاموش کن . حالا چون تولدشون بوده درست نیست اسم ببرم ولی ...

- فیلسوف عزیز تولدت مبارک باشه . میگن هر بچه ی شهریوری که به دنیا میاد نشون دهنده اینه که خدا هنوز از آدمها ناامید نشده ... گفته بودم ؟

- امروز داشتم ویژه برنامه المپیک رو می دیدم . مصاحبه مربی های تیم ملی کشتی رو بعد از باخت کشتی گیرا پخش می کرد . اولی گفت : کشتی گیر ما اینجاش مشکل داره ( به کله اش اشاره کرد ) اینجا رو نداره . مربی بعدی گفت : کشتی گیر ما جیگر نداره !! ... دیدم همینجور دارن میآن پایین ، قبل از اینکه به سایر اعضای نداشته کشتی گیرا برسن تلوزیون رو خاموش کردم . اینا اصلا حواسشون نیست اینجا خانواده زندگی می کنه . پریشب هم علی دایی به عادل فردوسی پور گفت : آقای محترم شما حق نداری تووی چیز من دخالت کنی ...

- می گم حوصله ی تولد برگزار کردن ندارم . فوقش یکروزی قرار میذارم با دوستام می رم کوه . بچه پرروئه می گه : نه کوه باشه من نمیآم !! علی می گه : کوه فکر خوبیه . می گیرن همه  تونو با هم عقد می کنن اینجوری تولد و سالگرد عروسیت یکروز میشه . بچه پروئه می گه : اِ ... اگر عقد می کنن منم میآم !!!!  و همه این ها پیش از قصه ی آمدن تو بود ...

- به امید خدا بعد از یوم الله ی که در پیش است ، پیر احمد آباد را  بنحو شایسته ای تون به تون خواهم ...



چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٧
234

دست من نیست گاهی وقتا روزم آفتابی نمیشه
حتی با معجزه ی عشق آسمون آبی نمیشه
دست من نیست گاهی وقتا تلخ و بی حوصله میشم
بین ما بین من و تو من خودم فاصله میشم
دست من نیست...

یه شبایی باد و بارون می زنه به برگ و بارم
اون شبا هوای آشتی حتی با خودم ندارم
یه روزایی ابر تیره منو می بره از اینجا
می بره اونور دیروز گم میشم اون دور دورا
دست من نیست ...

وقتیکه دور میشم از تو ای هوای مهربونی
غم رو تو چشات می بینم اما ای کاش که بدونی
منِ گمشده منه بد ، با همه سرگشتگیهام
تو رو از همیشه بیش از بیشتر از همیشه می خوام

دست من نیست گاهی وقتا روزم آفتابی نمیشه
حتی با معجزه ی عشق آسمون آبی نمیشه
دست من نیست...
دست من نیست...



یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٧
233

- حوصله نوشتن ندارم . بهم توصیه شده الکی ننویسم و بگذارم هروقت سوژه ای پیدا کردم و واقعا برای نوشتن تحریک شدم بنویسم . فعلا که ماتیکی ترین سوژه ها هم تحریکم نمی کنند . به خانم والده سلام برسانید ...

- قلی و سروناز و مظفر ( عموجونا‌) سه تا جوجه پیشی هستند که الان  نزدیک دوماهه مهمون باغچه جانن . از بامزگی و بازیگوشی عموجونا هر چقدر بگم کم گفتم . همینقدر که مامی جان که انواع پیشو و هاپو متنفرند هر روز دست کم ٣٠-۴٠ دقیقه مشغول بازی کردن باهاشون هستند ثابت می کنه که جوجه پیشوها چقدر دلنشین هستند ... فیلم شیر خوردن پیشو ها ... فیلم کشتی گرفتن پیشو ها   ( در مورد آپلود سنتر شیر خوردن یکمی شرمنده ام و ببخشید که حوصله تعویضش رو نداشتم . بهرحال کد ها رو وارد کنید و ... )

- رفته بودم براشون غذای گربه بگیرم . اصلا فکر نمی کردم انقدر دنگ و فنگ داشته باشه . گربه هاتون چند وقتشونه ؟ شیر مادر می خورن یا نه ؟ غذای خشک می خواید یا تر ؟ مولتی ویتامین جدا می خورن یا غذای ویتامینه می خواید ؟ و ... خلاصه اونجا بود که متوجه شدم " از بین تمام حیوانات دعای بچه گربه ها زودتر مستجاب می شه !! " و هزار چیز دیگه که از شنیدنش کف دست هر مسلمانی یک بوته جعفری سبز می شود ...

- پیشی ها گاهی اوقات صرفا برای بازی کردن صدا ت می کنن . اینو به تجربه متوجه شدم . اینجور وقتا انواع و اقسام عملیات ژانگولر رو از خودشون بروز می دن . دیدن بازیگوشی بچه گربه ها و مشارکت توی بازیهاشون بی اندازه لذت بخشه

- بعضی پیشی ها هستند که تصور نبودنشونم وحشتناکه

- یک مهمونی هایی هست که از لحظه ای که شروع می شه تو منتظر تموم شدنشی . یعنی چی ؟ ... همینجوری ...

+ راستی روز پزشک هم گذشت و من یادم رفت به همه ی پزشکان ان شاالله متعهد تبریک بگم . به کلیه اعضای ساختمان پزشکان تبریک می گم ...



شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧
232

ترانه های من یه جور
گلایه از غریبیه
به دل میگم یه روز میاد
اینم یه خود فریبیه
عاشقا تقسیم میکنند
عشقو برای همدیگه
نصیب من از عشق تو
همیشه بی نصیبیه...

- مامی جان از وقتی قلبشون رو جراحی کرده اند تحقیقا هیچ رژیم خاصی رو رعایت نمی کنند . از بین مواد قندی تنها خود حبه قند رو مصرف نمی کنند و در زمینه مواد چرب هم به هیچ عنوان کوتاهی نمی کنند ولی چون دکتر بهشون گفته " رب های کارخانه ای حاوی مواد نگهدارنده مضر هستند " پس به رب کارخانه ای لب نمی زنند و از این جهت تمام دیروز مشغول رب گیری بودند . منم نقش " حمید " رو بازی می کردم ... سهم باغچه جان 9 کیلو گوجه بود ...

- بریم سراغ عروس و داماد :دی . تا حالا از قسمتای عشقولانه داستان گفتم ولی از گیس و گیس کشی های قبل از عروسی نگفته بودم و نخواهم گفت . زیرا که سینه ی من گورستان اسرار می باشد و تمام دعواهای بین عمه و دایی پیش از قطعی شدن ازدواج دخترک برای همیشه توی این گورستان باقی خواهد ماند . بکشیدمم محال است بگویم اینها باهم قهر کرده بودند .
چیزی که الان می خواهم بگویم در واقع پس لرزه های بعد از ماجراس . " لیاقتشون همون پسره ی جوالق بود " شرمنده از بس عصبانی بودند روم نشد ازشون بپرسم جوالق رو چجوری می نویسن . البته در اینکه اگر ثروت پدر نبود اون پسری که من دیدم بند کفشش رو هم نمی تونست ببنده ولی برام عجیبه که آدمایی که تا دیروز تمام تلاششون رو کرده بودند تا نظر مثبت عروس خانم رو جلب کنند امروز از بی لیاقتی و خاک برسرشون و اینا حرف می زنند . همیشه دلم می خواسته اگر رابطه ای به هر دلیلی تموم میشه لااقل خوب تموم بشه . بابا منطقی با قضیه برخورد کنید . همین خود جنابعالیم اگر یکروزی نگار بخواد ترکم کنه خیلی منطقی سرش رو می برم می ذارم روی سینه اش . بی شوخی بنظر من آدمایی که قدردان روزهای خوبی که باهم داشتن نیستند و حالا که سرشون بی کلاه مونده کلی اراجیف پشت سر طرفشون می گن خیلی انسانهای سووووووووووووت هستند ( حرف بد زدم جاش سوت گذاشتن )  با اینجمله داستان عروس و داماد را برای همیشه مختومه اعلام می کنم  تا زمانی که بیام و از طلاق گرفتن عروس بگم . نه بخاطر اینکه پسره 2۱ سالش بود . نه بخاطر اینکه انگیزه های مالی دلیل اول این وصلت بود . نه . فقط به این دلیل که عروس fashionTV هستش و مادر داماد در حد شبکه الکوثر فوقش المنار . جدی می گم . تضاد فرهنگی بیداد می کرد ...

- مجید خراطها صدای خاصی داره . هیچوقت نتونستم صداش رو هضم کنم اما ترانه هاش بامزه هستن . کلا مجید خراطها آهنگ خوب کم نداره ...

اینطور منو نگاه نکن دست توی دست من نذار
برو یه وقت مریض میشی بغضت رو هی نگه ندار
فدات بشم فدات بشم فدات بشم بذار برو
محاله باورش که من دیگه نمی بینم تو رو ...

با کیفیت MP3 ۱۲۸  . با کیفیت ogg۵۶ ( دومی برای  dialup های مستضعف توصیه می شود )

- گفته بودم بد خسته ام ؟ یادم نمیآد گفته باشم ولی بهرحال بدونید که خسته ام . دلم یکسری چیزهای محال می خواد . یکسری بودن ها که محاله . یکسری اتفاقات که محاله . یکسری تغییرات که محاله . یکسری ساعتها که عقربه هاشون رو به عقب حرکت کنه که اینم محاله . خلاصه سعی کنید دور و بر نباشید چون اگر گوش مفت گیر بیارم به این سادگیها رها ش نمی کنم ...

- گفتن نداره که باز هم داستان " عموجانها " ( قلی و سروناز و مظفر ) موند برای بعد ، حس و حالم ، حس و حال پیشو نیست ...

آهنگ فعلی وبلاگ با صدای امین رستمی download