چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٧
231

ادامه ...

21- قرار شد وقتی BMW م رو گرفتم ، پشتش بنویسم " در زندگی زخمهایی هست که در انزوا تووی روح آدم ، کارهای بدی می کنند ... "

22- خدایا خداوندگارا خودت زحمت آشیل صلیبی پای " بهادر عبدی " رو  بکش . نذار دست من به خون آلوده بشه ...

23- خیلی خسته ام ... خیلی بیشتر از خیلی . احساس می کنم طی این دو هفته فقط کوه کندم . نه خواب و نه استراحت و نه حتی وقت ناهاری . دشویی هم نرفتم . فقط کوه کندم . اونم نه دماوند ها . اورست رو از قله کندم تا رسیدم به 0.0 . تا اومدم بشینم یکم استراحت کنم دیدم یک کوه دیگه از راه رسید دو برابر اورست ... دلم می خواد با یکی حرف بزنم . یه چاهی چیزی ندارید من شبا برم اونجا درد دل کنم ؟ ...  این مدت فقط کوه کندم ...

24- دلم می خواست شانزده مرداد از " فریدون فرخزاد " بنویسم و اگر شد یکی از آهنگهاش رو آپلود کنم ولی نشد که بشه . فرخزاد ؟ همون بچه ××× ؟ کی می شه تو یاد بگیری انسانیت به طول و عرض و شعاع و اصلا بودن و نبودن هیچ چیزی فیزیکی ارتباط نداره . بگذریم ... کارهاش رو دوست داشتم . تعهدش رو به باورهای درست یا غلطش تحسین می کنم . مطمئنا در کارش یگانه بود . روحش شاد

25- گفتی صد ؟ باید می گفتی : یک که جلوش دو تا صفر است !! باید با هرکسی به زبان خودش صحبت کنی . با من که دیگر خیلی باید رعایت کنی . جدی صد همان است که یک ، یک دارد و دو تا گردالی جلویش ؟ حالا شد . خب می گفتی ؟ ... خسته می شم از مصاحبت با اینجور آدما ، امان از وقتی چاره ای نیست ...

26- همیشه از واژه " رفیق بازی " بدم می اومده اما یکوقتایی هست که از عمق لوزالمعده ت آرزو می کنی که یک رفیق دقیقا از مدل رفیق های فیلمای " کیمیایی " سر راهت سبز بشه ، عرب نیا هم نخواستیم ، کسی تلفن " مهدی خیامی " رو نداره ؟  اینا رو قبلا نگفته بودم ؟

27- من بشکنم برنجم / فدای تار موهات / مهم تویی نرنجی / برس به آرزوهات / مواظب خودت باش / با قلب من چه کردی / دلواپسم نباشم / به اشک کی بخندی ؟

28- شماره ۲۷ رو تقدیم می کنم به عروس و پسر عمه اش . من تا این دوتا رو رسوا نکنم کوتاه نمیآم . ولی آقا پرویز نمی دونی چه چشمایی داشت ...

29- اول به خانم والده سلام برسون بعد بقیه اش رو بخون . هزار سال پیش به fafa گفتم تو آخرش با *** ازدواج می کنی . گفتم و کلی خندیدیم . چند روز پیش fafa زنگ زده می گه : " دیروز وقتی داشتم با *** درس می خوندم همه ش چهره تو می اومد جلوی چشمم . خدا نابودت کنه ، اصلا نفهمیدم چی خوندم  !!! " لازم نیست fafa و *** رو بشناسید . فکر کنید جورج بوش با نوه ی پوتین ... nostradamus ی بودم واسه خودم .

30- نیما زنگ بزن بهت بگم جریان چیه ولی به ژون مهندس اگر جایی درز بکنه از همون درز دارت می زنم ... باز زنگ نزنی بهش بگی . ضمنا من اگر روی نت افشاگری کردم اشکالی نداره . دوستای اینجا نه می دونن جورج بوش کیه . نه نوه ی پوتین رو می شناسن ...

31- نوه های مامی و تپه های احمد آباد موکول شدند به هفته ی بعد ...مصی خوشحال باش . بازم در رفتی ...

32-  اون دوتا چشمای نازت ، حالا توو فال کیه ؟

بد خسته ام ...
پایان



دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٧
230

سلام . من برگشتم خونه ... من که نه ، اینی که برگشته یکی دیگه س ... من رو همون سال 42 کشتن ...
قدیم ندیما ، اونوقتا که جواد خیابانی هروقت توی فوتبال از سیامک و شاهین دریبل می خورد و جا می موند ، دمپایی ش رو پرتاب می کرد تا توپ رو بزنه ، من هم وقتی یک مدتی از ثبت خاطرات روزانه جا می موندم ، سعی می کردم اتفاقات چند روزی رو که جا مونده بودم . بدون در نظر گرفتن تقدم و تاخر با ذکر شماره ثبت کنم . پس ...

1- طی این دو هفته که نبودم ظاهرا ازدواج کردم . شاید من نمی خواستم موضوع علنی بشه . شاید تو اجازه نداشتی با هرمطلبی شوخی کنی . شاید از اون بالا اینجوری دیده می شده . نمی دونم . بهرحال من هنوز رسما متاهل نشدم . دخترا شریک خوشحالیتونم ...

2- عوضش یک عروسی رفتم که داماد پولدار بود . عروس هم دختر دایی یکی دیگه بود !! تمام تایم عروسی محو چشمهای پسر عمه ی عروس شده بودم . توی چشماش غوغا بود . آخی ... خدا نصیب نکنه . اینهمه عشق های کوتاه و این تحمل های طولانی ...
موزیک متن :
داری میری ماه عسل؟ به خیر باشه مسافرت !!
کاشکی که یارت مثل من ازت کنه مراقبت
کاشکی بدونه چشم تو لنگه نداره هیچ کجا
کاشکی که اون جواهرو جا نذاره یه وقت یه جا ... ( مهدی انصاری )

3- اینم بگم که 4 سال پیش کنجکاوی خودم و سیخونک های نگار باعث شد بین این دختر دایی - پسر عمه ، من هم در حد یک جمله معترضه ظهور کنم . این درست که سر راه خوشبختی هر دختر - پسری ، من ظهور می کنم اما هنوزم نتونستم درک کنم پسرک پیش خودش چی فکر کرده بود ؟! البته اون موقع من اصلا در باغ تشریف نداشتم و تلاشهای نگار هم مثمر ثمر واقع نشد ولی اون شب توی عروسی می خواست برم بهش بگم
ببین بچه جون ، من اگر دختر داییت رو اون مدلی دوست داشتم ؟ ... بگو ... آفرین ... یک / دو / سه . الان بچه مون 9 ماه کمتر از چهارسالش بود !!

4- حیا ؟ حیا م کجا بود . من یکی دیگه ام . اونی که حیا داشت رو سال 42 کشتن

5- ادیسون می گفت : من اگر بودم هیچوقت پام رو توی عروسی که یکی دیگه بجای من لباس داماد پوشیده ، نمی ذاشتم . پسرک به ادیسون گفته بود : بنظرت خوشبخت می شه ؟ ادیسونم گفته بود : اگر داماد نصف تو هم دوستش داشته باشه خیلی خوشبخت می شه . پسرک فکر کنم خیلی خوشحال شد . خیر ببینی ادیسون

6- تا هنوز بحث عروسی هست اینم بگم که من با ازدواج هیچ مخالفتی ندارم ( صدای جیغ و دست دخترا ) فقط معتقدم از اونجایی که طبق آمار 100% طلاقها از ازدواج شروع می شه ، باید بیشتر دقت کرد !! با اون عروس و دامادی که شب عروسی دارن از خودشون می پرسن یعنی من با این خوشبخت می شم ؟ مخالفم والا با ازدواج هیچ مخالفتی ندارم ( دوباره صدای جیغ دخترا )

7- می خواستم از مصدق بنویسم اما الان وسط عروسی جاش نیست . به زودی زود انشاالله تپه ی احمد آباد رو هم فتح خواهم کرد

8- با اینکه نوه ی دختریمم با مسعود کیمیایی خوب نمیشه اما طی این مدت گاهی از اعماق وجودم دلم می خواست یک رفیق از اون مدل رفیق های کیمیایی سر راهم ظهور می کرد . وثوقی هم نمی خواستم به عرب نیا قانع بودم ...

9- فکر کن رفتم مینبورد خریدم اوردم خونه . همچین که فن cpu رو اومدم جا بزنم . خوار mainboard نه ببخشید خار mainboard شکست !!! آقا گفتم که اون بنده ی خدا سال 42 کشته شد ... جدی می گما . خار ی که فن cpu روش فیکس می شد شکست . یعنی اتوبوس جهانگردی بره بوق بزنه . از روزی که بیل گیتس دندون در اورده تا یوم الی هذا چنین بلایی سر هیچ مینبوردی نیومده . amd هم که همینجوریش cpu fan error میده دیگه اون موقع نمی دونید چه قشقرقی راه انداخته بود . تمام همساده ها فهمیدن خونه ی ما یه خبریه ...

10- اینجا جدا باید از گارانتی آلبالو تشکر بکنم . فرق گارانتی آلبالو با گارانتی قروی ها ، فرق بین آدمهای با اصالت و آدمهای بی اصالته . حیفه میلیاردر باشی و بابت 100 هزار تومان هزار جور معلق بزنی و دروغ بگی ... دروغ بگو اما وقتی که ارزشش رو داشته باشه . بقول یکی : خواستی بفروشیم بفروش اما ارزون نفروش ...

11- آره دلم یکی از اون رفیقای فیلمای مسعود کیمیایی رو می خواست ...  با لهجه ی قروینی : دلم خواست ( کسره زیر ل )

12- در همه ی بدبختی ها پای یک مرد در میان است ... این شاید بهترین جمله ی فیلم همیشه پای یک زن .... باشه . فیلم یکجوری بود . یکجاهاییش پدر - مادر بغل دستیت رو که پیشنهاد سینما و فیلم رو داده بود دعا می کردی یکجاهاییش هم خار mainboard من شکست . راستی گفتم بهتون ؟

13- ندارم . آقا جون ندارم . من حیا ندارم . اون بنده ی خدا هم نداشت . به خانم والده سلام برسونید

14- زندگی رسم خویشاوندیست ... اینو روی کارت عروسیشون نوشته بودن . کی ؟ به ما چه اصلا ، شاید جناب عبادی دوست نداشته باشه اسمش رو ببریم ولی بد گافی بود اونم وقتی که ادعای همه چیزت بشه ...

15- حس با مزه ایه وقتی که می ری کافی نت و تایپ می کنی . shor هنوز به r نرسیده آدرس کامل وبلاگت تووی address bar ظاهر می شه . کدوم ناقلایی تووی پایتخت پنج طبقه کوبیده رفته بالا تا وبلاگ منو چک کنه . جدا خسته نباشی ، خدا عزتت بده . پاسخی به  اینهمه مهر و محبتت بده

16- فیلم نوه های مامی م رو دفعه ی بعد میذارم براتون ...

18 - اینم لینک دانلود آهنگ قبلی وبلاگم . نه دیگه این واسه ما دل نمیشه با صدای حسین بختیاری

19- ادامه دارد ...

20-



دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٧
229

۱۴ مرداد سالروز وصلت پدر و مادرگرامیمان است و از این جهت روز فرخنده ایست . ۳٣ سال پیش در چنین روزی این حیاط و اون حیاط می بردند نقل و نبات . پدر ، نوه ی خان منیریه و چهارراه لشکر بودند و پسر ارشد ملک التجار شهر و مادر دختر کدخدای نظام آباد و به میمنت وصلتشان مردم شهر ۷ شبانه هفت روز جشن و پایکوبی کردند  و اگر اشتباه نکنم مظفرالدین شاه به مناسبت وصلت پدر و مادر من بود که فرمان عدل مظفر را امضا فرمودند و حقیقتا خوب کاری هم فرمودند . نکته جالب در این ۳٣ سال اینست که اونی که حتی یکبار هم اینروز را فراموش نکرد ، پدرم بود و نه مادرم ( قابل توجه اوندسته از دخترا که عاشق من هستند ، وفاداریمان به پدرمان رفته است ) . البته امسال این هاکوپیان خاله زنک با اون کارت تبریک دبل ایکس لارجش جنبه ی غافلگیرانه ی ماجرا رو از بین برد . هاکوپ دست بردار از اینکارا . نون بازوت رو بخور


۱۴ مرداد ، سالروز امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه روز خجسته ایست . و اینکه این مشروطه فقط در حد حرف باقی ماند و اینکه چطور ملتی با ۷۰۰۰ سال فرهنگ ( حتما ) نزدیک ۱۰۰ سال پیش تازه یادشون می افته میشه که مجلسی هم باشه و نظر مردم محترم باشه و ... خیلی مهم نیست . بهرحال مهم اینه که سرانجام این اتفاق رخ داد و من هرچقدر سعی می کنم از محمد علی شاه بدم بیاد موفق نمی شم چون فکر می کنم از معدود کسانی بود که ۱۰۰ سال پیش درک کرده بود سرانجامه دخالت دادن و لحاظ کردن نظر توده در امور مملکتی به کجا خواهد انجامید ...

اینا رو با کمی تغییر از 14 مرداد پارسال نقل کردم چون برای 14 مرداد حرف تازه ای نداشتم

جز اینکه امروز تولد سالی هم هست و تولدش مبارک
جز اینکه به فیلم های خوبی که از mbcpersia دیدم because I said so رو هم اضافه می کنم . ( اسم این فیلمه یکجورایی تکیه کلام بعضی از مامان ها هم هست !! گفتم شاهد البته )
و اینکه فیلم مظفر و سروناز اینا موند برای پست بعدی ...

.....
یکی گفت end خلافه / این بابا گرگ زمونه س
یکی گفت نپلکی دورش / این یارو خیلی دیونه س

یک آهنگ فانتزی از محسن یگانه . اگر حوصله اینجور آهنگا رو داشتید از اینجا دانلود کنید .



شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧
228

تو فکر یک سقفم
یک سقف رویایی،
سقفی برای ما،
حتی مقوایی ...

تو فکر یک سقفم
یک سقف بی‌روزن،
سقفی برای عشق،
برای تو با من ...

سقفمون، افسوس و افسوس، تن ابر آسمونه ،
یه افق، یه بی‌نهایت، کم‌ترین فاصله‌مونه !

تو فکر یک سقفم...

........

1- دیشب سارینای گهرمان عکس خسرو شکیبایی رو توی روزنامه دید و از اونجایی که بچه ی باهوشیه با صدای بلند گفت " خسرو شکیبایی " . بعدش متوجه نگاه بقیه شد و کله اش رو به نشونه ی افسوس تکون داد و با قیافه ی ناراحت گفت " کاش مرده بود " ( ترجمه : یعنی کاش زنده بود )

2- خیلی وقت بود دلم می خواست برم قلعه رودخان و ماسوله . مامانم که که لندنه تنهایی هم که لطفی نداره . دلم یک سفر گروهی می خواست با یک " گروه فرهنگی و بساز " ولی خب جواب خدا رو کی میداد ؟! خیلی بهش فکر کردم تا اینکه هفته ی پیش این آگهی رو دیدم . جای همگی خالی

خدا خیرشون بده . همچین مسائل شرعی رو از بیخ حل می کنند که انگار از اول مسئله وجود نداشته .سه روز و دو شب تور شرعی . یعنی نه تنها مساله برات حل میشه بلکه کاملا جا می افته . البته اون سه روزش که الکیه  . کلا تعداد روزاش فرمالیته س !! ... خلاصه اگر می دونستید ثواب چه کیفی دااااااره دیگه هیچوقت گناه نمی کردید . نخند جدی می گم . به خانم والده هم سلام برسونید ...

3- چند روز پیش دو تا فیلم خوب از کانال mbc persia دیدم که توصیه می کنم شما هم اگر تا بحال ندیدید حتما ببینیدشون . "a good woman " و " stranger than fiction " . کلا mbc persia کانال خوبیه . هرچند اغلب فیلمهاش مطابق ذائقه عربها به کارهای هنرمند ورزشکار و مردمی " استیون سگال " مربوط می شه یا حداکثر از این فیلمهاست که یک میمون دست آموز رل اولش رو بازی می کنه اما بازهم گاهی فیلمهای خوبی پخش می کنه .

4- دفعه بعد فیلم بچه هام " قلی و مظفر و سروناز " رو آپلود می کنم ببینید .



شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٧
227

حالا اینهمه دکتر می گوید " ما ابرقدرت دنیا هستیم " مگر کسی چیزی می گوید که این مهندس علی آبادی بنده خدا را دارند می ... ( کاش می کشتند ) که چرا یک کلمه گفته " در بازی ایران - امارات " نامجو مطلق " را دیده که نمی توانسته حتی یک استپ ساده بکند ؟ " خب مهندس دروغ که نمی گوید . لابد دیده . حالا اگر ندیده بود یک چیزی . دیده . جرم که نکرده . اصلا ما می توانیم شهادت بدهیم که از این بالا . اینجایی که مهندس می نشیند ، تیری آنری هم شبیه نامجومطلق دیده می شود . کما اینکه از اونجایی هم که دکتر می نشیند کل کشور رو به پیشرفت و آبادانی دیده می شود . نمی دونید از این بالا دنیا چقدر زیباست . از این بالا اینطور بنظر می رسد که همه ی سربازهای امریکایی طرف ما هستند . بجای بهانه گیری زاویه دیدتان را تغییر دهید . یکبار هم از این بالا به قضایا نگاه کنید . چشمها را باید شست . جور دیگر باید دید ... از این بالا اوضاع به آن افتضاحی که از اون پایین دیده می شود نیست ...

تازه مهندس بعدا اعلام کرد : منظورم از نامجو مطلق ، جواد نکونام بوده . و این صدق و صفای مهندس را می رساند . اینم که جوادی - آخر عمری - بخاطر اظهار نظر مهندس نمی تواند سرش را در تمرینات اوساسونا بالا بگیرد مشکل مهندس نیست . اصلا چرا شما ایرانی ها همیشه بجای اینکه دنبال علت بگردید دنبال دلیل می گردید ؟! چرا توجه نمی کنید که اگر نامجو مطلق آن توپ را استپ کرده بود کار به اینجاها نمی کشید و ...

توضیح : مجید نامجومطلق بیش از ده سال است از تیم ملی خداحافظی کرده !

( ببخشید این مطلب با تاخیر اینجا آورده شد . بدلیل گرفتاری خیر و برخی مسائل شر مژبور شدیم برویم سراغ سوژه های سوخته . مطلب اصلی چیز دیگری بود . سوژه را سوزاندم فقط بخاطر تو ...  این گلها همه تقدیم به تو   روحت شاد )



چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٧
226

امروز یک بحث جدی بین من و مثلا همکارانم درگرفت . دعوا بر سر انتظام امور بود . به بچه ها تذکر دادم در دفترکار یک مدیر مقتدر تابلویی دیده ام با این مضمون " یا فرمان بده و یا فرمان ببر " اما در کار ما همه دوست دارند فرمان بدهند و چون همه فرمان می دهند ، کسی فرمان نمی برد .

آنها اسم این را "  نظم ایرانی " گذاشته اند . در نظم ایرانی آنها زود به زود احساساتی می شوند و دیر به دیر عادی ! در وسط مرافعه امروز یکنفر فریاد زد : انقدر به ما نگو چه بکنیم چه نکنیم " ما عقب مانده نیستیم ، پس هستیم " !!

در ادامه امروز متوجه شدم یک جایی یک گندی زده ام که مپرس . از صبح شروع کرده ام برای پاسخگویی به سوالات احتمالی نقشه می کشم . برای خودم یکسری سوال طرح می کنم و بعد آنها را یکی یکی پاسخ می دهم . حین پاسخگویی به سوالات احتمالی متوجه شدم که چقدر آدم خوبی بوده ام . هیچگاه قصد بدی نداشته ام و همه مردم دنیا را دوست دارم به ویژه مردم ایران را . علی الخصوص ...

فعلا همین . آخرهفته خوبی داشته باشید . این یک دستوره

پ.ن : تجربه به من آموخت در روزگار خشکسالی حتی هوس گلکاری هم نکنم . ما برای اینکه / این حیاط / این شکلی شود / ( یکم سکوت ) / خون دلها خورده ایم / رنج دوران برده ایم / نیمه شب اصلا نخفته ایم ... ( بعدا عکسای بهتری میذارم )



سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧
225

حالا با اطمینان کامل می تونم بگم تیم پزشکی که روی دندونهای من کار می کنند بی نظیر هستند . تا الان سه تا از چهارتا دندون عقلم رو جراحی کردم و خداروشکر حتی یک ثانیه هم درد نداشتم . البته تا دلتون بخواد ترسیدم ها . بهرحال فشار رو که حس می کردم . صدای خردن شدن دندون هم همچنین . منم شجااااااع .

دو تای اولی رو جناب " دکتر محمد جعفری جراح دندانپزشک " جراحی کردند که جدا کارشون عالی بود . اما ایشون گفتند دو تا پایینی ها کار من نیست و خانم دکتر باید جراحی کنند . راستش تا امروز صبح کلی می ترسیدم . بهرحال از بچگی توو گوش ما خوندن که عقلت رو دست زن جماعت نده !!

خلاصه با کلی ترس و لرز رفتم کلینیک . خانم " دکتر عاطفه مشهدی جراح فک و صورت " بودند و بقول خودشون من رو مجاب کردند که کشیدن دندون عقل کار متخصص جراحی فک و صورته و نه جراح دندان پزشک .البته قبلا هم بارها بهم ثابت شده بود خانمها نسبت به آقایون کارهاشون رو با دقت و وسواس بهتری انجام می دهند . ایشون گفتند چون تو یکی از بدترین مدلهای دندون عقل رو دارم برای جلوگیری از آسیب بیشتر به اعصاب آرواره و همچنین برای جلوگیری از عفونت احتمالی آخریش رو خداقل ۴٠ روز دیگه جراحی خواهند کرد . اما تاکید دارم کارشون بی نظیر بود چه آقای دکتر و چه خانم دکتر

اینا رو نوشتم که هم از کسانی که  کاربلد هستند تشکر کرده باشم هم اگر کسی اینجا هست که مثل خودم از دندانپزشکی خاطره خوشی نداره حتما بهم بگه تا آدرس کلینیک رو بهش بدم .

ضمنا بچه ها رودروایسی نکنید . اگر سوالی چیزی دارید بپرسید هنوز یکمی عقل دارم ...

پ.ن : به خانم دکتر گفتم این دندون بی خاصیت جزو گاف های آفرینشه ؟ پاسخ دادند : نه خب . بعضی ها دندونهای عقلشون خوب در میآد و ازش استفاده می کنند - چه شانسو هستن اونا - این دیگه بدشانسی تو بوده که هم هر ۴ تا عقل رو داشته باشی - بعضی ها دو تا دارن ظاهرا - هم اینکه هر ۴ تاش نهان باشن هم اینکه ٢ تاش فاجعه باشن و اینم یادت نره که اگر این دندونها واسه تو فایده نداره واسه من خیلی فایده داره زبان