شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٤
 
من و فرهاد اولی رو نشونه رفتيم به قلب جناب ميرميران ، توی مسابقه دوم هم بکلی بساط نقش جهان پارس رو برخواهيم انداخت ( تکبير )
اعتماد بنفس که نه ، اما رومون زياده واقعا
 
بمناسبت شرکت گسترده اينجانب و شرکا !! ( Partners سابق ) در انواع و اقسام مسابقات معماری : ( با اندکی دخل و تصرف )
 
چند سالي ميشه كه رسم خوبي تو كشور ما شروع شده و اونم برگزاري مسابقات معماريه.البته بگذريم كه معمولاً اجرا نميشن وبيشتر جنبه ي تبليغاتيش مهمه،اما در هر صورت نفس برگزاري مسابقه ثمرات زيادي داره مثلاً؛ آزادي طراحان و رهايي از ايراداي بني اسراييلي كارفرما،ابراز وجود آرشيتكتاي گمنام و سر به تن ارزنده!! ، و رواج انواع و اقسام افه هاي آوانگارد كه اين آخريشو مطمئن نيستم ارزشه يا ضد ارزش
اگه يه نگاهي به مسابقات اين چند سال بندازيم و با مسابقات اولي كه اوايل دهه ي هفتاد شروع شد ( و من حتما يادمه !! ) مقايسه كنيم مي بينيم كه جنبه هاي فيل هوا كردگي قضيه خيلي پررنگ تر شده واين آخري ها هم خيلي از معماراي با وجهه و شناخته شده ي خودمون هم براي اينكه از قطار آوانگارديسم عقب نمونن و متهم به واپس گرايي و تحجر نشن،زدن زير همه چيز و نشستن و همينجوري هي ساختار ميشكنن.
بدليل كثرت مطالب بهتره يه تقسيم بندي بكنيم وبعد راجع به بعضي هاش توضيح بديم:
 
مواد لازم :

1- يک عدد کامران افشار نادری ، اصولاً آدما توي مسابقات معماري دو دسته اند: يه دسته داورن يه دسته شركت كننده .و بعد از اينكه كه دل و قلوه هاي لازم به هم داده شد و با تقدير از همه، يكيشون اول شد، جاشون عوض ميشه و توي مسابقه ي بعدي داورا شركت ميكنن وشركت كننده ها هم قاضي ميشن .البته بجز« افشار نادري »كه هميشه داور مي مونه .
2-براي موفقيت تو مسابقه بايد توجيه كردنو خوب بلد باشي .البته نه وقت ارايه كار، بعد از اينكه تو مسابقه اول شدين،اونم بوسيله ي يه چيزي مثل مجله ي معمار .

نكته:تعريف از كار نبايد مستقيم باشه، بلكه بايد يه مقاله ي بي ربط به موضوع نوشته بشه وبعد توي اون كار شما به عنوان مثال بحث، با كار فوستر ، ليبسكيند و حتي اگركمي پر رو باشين با كاراي لويي كان يكجا عنوان بشه.
«افشار نادري» متخصص اين كاره .مثلاً توی مجله معمار ميتونين مقاله ي «نما حد بيروني ظرف ساختمان» رو بخونين و به تاثيرات شگرف بهرام شيردل و طرح ساختمان فن آوريش در نماهاي پوسته اي در كنار كولهاس فوستر،هرتزوگ و... پي ببرين. ويا به اين جمله دقت كنين:«حياط مساجد وحسينيه ها همواره يكي از فضاهاي شاخص شهري بوده اند.همچنين مي توان به موزه ي اشتوتگارت(استرلينگ)،ژرژپمپيدو(راجرز و پيانو)و سفارت ايران در فرانكفورت(مير ميران) اشاره كرد»

3-بايد حرفايي بزنين كه هر كسي عقلش قد نميده مثلاً: دستي كه انديشه ميكند... ارتباط اجزاي بنا با حلقه هاي آلي و مورفولوژي...مناظر بديع وايجاد تصاوير هولوگرافيك...شفافيت و تشت بلوري و...
4- وچيزي كه اين آخرا مد شده ، بايد يه همكار خارجي هم داشته باشين. البته بدليل شيوع سارس حتي الامكان از جنوب شرق اسيا نباشه ( ما هم داشتيم ، بهرنگ محموتی!! بابا متولد UK بنده خدا )

نتيجه ي اخلاقي: يا من بي سليقه ام يا اين افشار نادري يه ريگي به كفششه.
نتيجه گيري رمانتيك:
حالي درون پرده بسي فتنه مي رود ......تا‌آن زمان كه پرده بر افتد چه هاكنند